
آیا تا به حال شده در اوج یک بحث داغ دربارهی مسائل اجتماعی این روزهای ایران، از خودتان بپرسید: «چرا هرچقدر فکت و استدلال میآورم، طرف مقابل نه تنها قانع نمیشود، بلکه عصبانیتر هم میشود»؟ یا شاید از خودتان پرسیده باشید که چرا جامعهی ما اینقدر سریع به دو قطبِ صلبِ «حق» و «باطل» تقسیم شده است؟ اگر حس میکنید در دنیایی زندگی میکنیم که گفتگو مرده و جایش را به فریاد داده است، کتاب ذهن درستکار (The Righteous Mind) نوشتهی جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی برجسته، دقیقاً همان چراغی است که برای عبور از این تاریکی نیاز دارید. پس با معرفی کتاب ذهن درستکار همراه شوید.
کتاب ذهن درستکار با ترکیبی از روانشناسی تکاملی و اخلاقشناسی، به ما میگوید که ریشهی اختلافات ما لزوماً در «بیسوادی» یا «بدخواهی» نیست، بلکه در طراحی متفاوتِ قطبنماهای اخلاقی ماست. اما سوال اینجاست: آیا در روزگاری که ایران بیش از هر زمان دیگری درگیر تضاد روایتهاست، این کتاب میتواند به ما کمک کند تا دوباره با هم حرف بزنیم؟

ما در ایران- و بسیاری از نقاط جهان- در دوران «تعصبات مقدس» زندگی میکنیم؛ جایی که هر گروه فکر میکند به تنهایی نگهبان فضیلت و حقیقت است. جاناتان هایت در این کتاب به ما نشان میدهد که اخلاق، برخلاف تصور ما، یک فرآیند کاملاً عقلانی نیست. او استدلال میکند که «احساسات اخلاقی» بسیار سریعتر از «منطق اخلاقی» عمل میکنند.
کتاب ذهن درستکار برای کسانی نوشته شده که میخواهند بدانند «چرا این آدم اینطور فکر میکند؟» اگر میخواهید بدانید چرا مفاهیمی مثل «عدالت» برای یک نفر در آزادی خلاصه میشود و برای دیگری در حفظ نظم و سنت، هایت با آزمایشهای خیرهکنندهاش پاسخ را به شما میدهد.

ایدهی مرکزی و درخشان کتاب یک چیز خیلی ساده است: ذهن ما با مدل شبیه به «فیل» و «فیلسوار» کار میکند.
هایت توضیح میدهد که در بحثهای سیاسی و مذهبی، ابتدا «فیل» به یک سمت متمایل میشود و سپس «فیلسوار» (عقل) وظیفه پیدا میکند تا برای آن متمایل شدن، دلیلی خلق کند. در واقع، عقل ما نه یک قاضی بیطرف، بلکه یک «وکیل مدافع چیره دست» برای انتخابی است که با حس یا شهود خود کردیم.
اگر میخواهید کسی را واقعاً متقاعد کنید، باید اول با فیلِ او حرف بزنید. اگر بتوانید طرف مقابل را وادار کنید که لحظهای با شما احساس همدلی کند، فیلِ او به سمت شما متمایل میشود؛ آنوقت است که «فیلسوار» او هم شروع میکند به گشتن دنبال دلایلی برای تأییدِ نگاه شما. اما بدون آن پیوند انسانی، هر چقدر هم که منطقی باشید، فقط با دیوار برخورد خواهید کرد.
کتاب ذهن درستکار
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، معرفی «نظریه مبانی اخلاقی» است. هایت اخلاق را به «گیرندههای چشایی» تشبیه میکند. همانطور که زبان ما طعم شیرین یا تلخ را حس میکند، ذهن ما هم ۶ گیرنده اخلاقی دارد:
او معتقد است بسیاری از بنبستهای سیاسی امروز ایران به این دلیل است که یک گروه فقط روی «آزادی و آسیب» تمرکز دارد، در حالی که گروه دیگر به «قداست، اقتدار و وفاداری» وزن بیشتری میدهد.
هایت به زیبایی توضیح میدهد که انسانها «۹۰ درصد شامپانزه و ۱۰ درصد زنبور عسل» هستند. ما به همان اندازه که خودخواه هستیم، توانایی عجیبی داریم تا برای «یک هدف جمعی» هویت فردی خود را فراموش کنیم و مثل زنبورها دور یک کندو (پرچم، مذهب یا ایده) جمع شویم. این ویژگی در تاریخ برای بقا حیاتی بوده، اما امروز باعث شده که ما به راحتی از دایرهی انسانیتِ «دیگران» خارج شویم.

تحلیلی بر اساس نقد ریچارد بلکبی بر کتاب «ذهن درستکار»
ریچارد بلکبی، منتقد و نویسنده، در بررسی کتاب جاناتان هایت به نکتهی عجیبی اشاره میکند: «جذاب است که میبینیم چطور یک دانشمند صادق، دقیقاً به همان نتایجی میرسد که قرنها پیش در کتب مقدس بیان شده است.» هرچند هایت خود را یک «ملحد لیبرال» معرفی میکند، بلکبی معتقد است تحلیلهای او از روان انسان، با واقعیتهای وجودی ما هماهنگی عمیقی دارد.
در ادامه، ۳ محور اصلی نقد بلکبی را که برای مخاطب ایرانیِ درگیر با مسائل روز خواندنی است، مرور میکنیم:
بلکبی روی این ایده هایت دست میگذارد که عقل انسان (فیلسوار) در واقع «اداره روابط عمومی» غرایز (فیل) اوست. او اشاره میکند که حتی افراد با ضریب هوشی (IQ) بالا، از هوش خود برای یافتن حقیقت استفاده نمیکنند، بلکه آن را صرفِ «ساختن سپرهای دفاعی» برای باورهای فعلیشان میکنند.
بلکبی به هشدار مهم هایت دربارهی جوامع WEIRD (غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک) اشاره میکند. هایت معتقد است این گروه، اقلیتی در جهان هستند اما نتایج مطالعات روی آنها به کل بشر تعمیم داده میشود.
نکتهای که بلکبی (از نگاه یک فرد مذهبی) در کارِ هایت (یک ملحد) تحسین میکند، اعتراف هایت به کارکرد مثبت دین در انسجام اجتماعی است. هایت نشان میدهد که:
ریچارد بلکبی معتقد است هرچند هایت به دلیل نگاه تکاملیاش، ریشهی اخلاق را در بیولوژی میبیند و نه در وحی، اما صداقت علمی او باعث شده تا اعتراف کند که «تفاوتهای ما ناشی از حماقت نیست، بلکه ناشی از سیمکشیهای متفاوت مغزی است.» این نقد به ما یادآوری میکند که برای عبور از بنبستهای فعلی، شاید به جای «فکتهای بیشتر»، به «تواضع اخلاقی» بیشتری نیاز داریم.

جاناتان هایت فقط تحلیل نمیکند، او راه خروج را هم نشان میدهد:
در روزهایی که خشم و دوقطبیگری در شبکههای اجتماعی و خیابانهای ما موج میزند، «ذهن درستکار» یک دعوت به آرامشِ آگاهانه است. این کتاب به ما یاد میدهد که تفاوتهای سیاسی ما ناشی از تفاوت در اولویتبندی ارزشهای اخلاقی است. با ذهن درستکار یاد میگیریم برای ساختن آینده، ما به جای «شکست دادن» یکدیگر، به «درک کردن» مکانیسمهای ذهن یکدیگر نیاز داریم.
پاسخ ها