
فراگیرترین پیامد قطع اینترنت، احساس محرومیت روانی و انزوای اجتماعی است
در جامعه امروز، اینترنت دیگر صرفاً ابزار سرگرمی یا ارتباط نیست؛ بلکه زیرساختی حیاتی برای کار، تحصیل، ارتباطات عاطفی، اطلاعرسانی و حتی تنظیم هیجانات فردی به شمار میرود. در چنین شرایطی، قطع طولانیمدت اینترنت در هفتههای اخیر، فراتر از یک اختلال فنی یا محدودیت ارتباطی، به بحرانی چندلایه در زندگی روزمره مردم تبدیل شده است؛ بحرانی که آثار آن نهتنها در اقتصاد و آموزش، بلکه در سلامت روان فردی و جمعی جامعه بهتدریج آشکار میشود.
کارشناسان هشدار میدهند خاموشی ارتباطات، بهویژه در جامعهای که زیست دیجیتال به بخشی از هویت، معیشت و روابط انسانی بدل شده، میتواند پیامدهایی فرسایشی و ماندگار بر روان شهروندان برجای بگذارد و نوعی گسست در نظم عادی زندگی ایجاد کند؛ گسستی که پیامدهای آن لزوماً فوری نیست، اما در بلندمدت میتواند به افزایش اضطراب، خشم، درماندگی و احساس بیاختیاری در سطح جامعه منجر شود.
دکتر ساره فراهانی، روانشناس و مشاور، در گفتوگو با دیجیاتو با تأکید بر چندلایه بودن مفهوم سلامت میگوید:
حوزه سلامت بسیار گسترده است و بستگی دارد از چه منظری به یک اتفاق نگاه کنیم. فضای مجازی فقط محل سرگرمی نیست؛ برای بسیاری از افراد، بستر کار، درآمدزایی و شکلگیری هویت شغلی است.
به گفته فراهانی، قطع اینترنت را نمیتوان صرفاً در سطح آسیبهای فردی تحلیل کرد، بلکه این پدیده یک مسئله ساختاری در سبک زندگی دیجیتال است:
وقتی اینترنت بهصورت ناگهانی قطع میشود، مشاغلی که کاملاً آنلاین هستند دچار آسیب جدی میشوند. این وضعیت شبیه بحران کروناست؛ بحرانی ناگهانی که جامعه برای آن آمادگی و ابزار مدیریت نداشت.
او تأکید میکند که پیشبینیناپذیری، عامل اصلی تشدید فشار روانی است: ندانستن اینکه این وضعیت تا چه زمانی ادامه دارد و آینده شغلی و معیشتی افراد چه خواهد شد.
به گفته این روانشناس، قطع ناگهانی اینترنت میتواند واکنشهای متعددی ایجاد کند:
در شرایط بحران، ما معمولاً مدیریت بحران بلد نیستیم. به همین دلیل قطع اینترنت میتواند باعث بروز پرخاشگری، بیحوصلگی، گوشهگیری و آشفتگی روانی، بهویژه در جوانان و نوجوانان شود.
از منظر روانشناختی، این واکنشها نتیجه قطع ناگهانی منبع تنظیم هیجان است؛ نه صرفاً رفتارهای ناسازگار فردی. با این حال، فراهانی یادآور میشود که این وضعیت همیشه و برای همه منفی نیست: «در برخی خانوادهها، فاصله گرفتن موقت از فضای مجازی باعث بهبود ارتباطات خانوادگی شده و کودکان کمتر در معرض اخبار نگرانکننده قرار میگیرند.»
اما او هشدار میدهد که این اثر تنها در صورت وجود جایگزین مناسب پایدار خواهد بود: «وقتی چیزی را از بچهها میگیریم، باید بپرسیم جایش چه میدهیم؟ اگر جایگزینی نباشد، آشفتگی بیشتر میشود.»

به گفته فراهانی، واکنش روانی افراد به قطع اینترنت، به این بستگی دارد که کدام نیازشان از طریق اینترنت تأمین میشده است:
برای برخی نیاز به تعلق و ارتباط بوده و برای برخی دیگر، نیازهای پایهای مثل درآمد و معیشت. این تمایز نشان میدهد که برای فریلنسرها، برنامهنویسان و فعالان اقتصاد دیجیتال، قطع اینترنت نه یک محدودیت ارتباطی، بلکه اختلال مستقیم در کف نیازهای زندگی است؛ اختلالی که میتواند سلامت روان، روابط عاطفی و ثبات خانوادگی را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار دهد.
خبرآنلاین در گزارشی با استناد به پژوهشهای علمی، از پدیدهای به نام «استرس انزوای دیجیتال» یا «اضطراب قطع اتصال» سخن میگوید. در جوامعی که با فرهنگ «همیشه متصل» خو گرفتهاند، قطع ناگهانی اینترنت واکنشهایی شبیه ترک اعتیاد ایجاد میکند؛ حالتی که فرد احساس میکند بخشی از هویت یا توانایی عملکردیاش را از دست داده است.
مطالعات نشان میدهد ۶۶ درصد کاربران نوعی نوموفوبیا (ترس از نبود تلفن همراه) را تجربه میکنند و در زمان قطع کامل اینترنت، این اضطراب به فشار روانی شدید، کاهش تمرکز و افزایش درماندگی تبدیل میشود. در برخی مقالات، قطع اینترنت حتی به «درد عضو خیالی» در مجروحان جنگی تشبیه شده است؛ جایی که مغز همچنان به دنبال دریافت پاداش دوپامینی تعامل دیجیتال است، اما ناکام میماند.
این استرس فقط محدود به داخل کشور نیست. عدم دسترسی ایرانیان خارج از کشور به خانوادههایشان، به گفته روانشناسان، موجب بیخوابی و اضطرابی فراتر از ظرفیت روان انسان شده است.
در حوزه آموزش نیز، گزارشهایی از «سایکوز تحصیلی» حکایت دارد؛ حالتی که بهویژه در فصل امتحانات، با ترس از شکست و نابودی آینده همراه میشود. قطع اینترنت برای دانشجویانی که به منابع آنلاین متکیاند، نه یک مانع آموزشی، بلکه نوعی حمله روانشناختی است که میتواند به سرخوردگی بلندمدت منجر شود.
همچنین مطالعهای که پس از یک خاموشی پنجروزه اینترنت در بنگلادش انجام شد و پیوست گزارش آن را منتشر کرده، نشان داد ۱۳.۳ درصد از پاسخدهندگان حتی به افکار خودکشی اشاره کردهاند. بیش از ۷۱ درصد شرکتکنندگان احساساتی مانند ناامیدی یا فکر آسیب به خود را تجربه کرده بودند.
براساس دادههای منتشر شده در این مطالعه، ۸۸.۲ درصد پاسخ دهندگان اعلام کردهاند که نداشتن دسترسی به شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای ارتباطی بر روابط اجتماعی آنها تاثیرگذار بوده است و تنها ۱۱.۸ این مساله را بیتاثیر دانستهاند.
همچنین ۹۵.۳ درصد پاسخ دهندگان اعلام کردهاند که نداشتن دسترسی به اینترنت بر سبک و روتین زندگی روزمره آنها تاثیر گذاشته است.
اما شاید تاریکترین اثر این خاموشی را بتوان افزایش استرس شدید شهروندانی دانست که در ۱۳.۳ درصد از موارد حتی به تصور خودکشی اشاره کردهاند. در نگاه کلی این مطالعه نشان میدهد که در میان زنان و مردان سطح استرس شدید متفاوت است و ۱۷ درصد از مردان و ۲۷ درصد از زنان پاسخ دهنده سطح استرس شدید را گزارش کردهاند.
علاوه بر این ۵۴ درصد از مردان و ۴۷ درصد از زنان نیز به افزایش کلی سطح استرس در خود اشاره داشتهاند به طوری که ۷۱.۸۵ درصد از پاسخدهندگان میگویند در دوران خاموشی احساسات دشواری همچون نا امیدی یا فکر آسیب به خود را در سر داشتند.

همچنین پژوهشی منتشرشده در مجله بینالمللی روانشناسی هند با بررسی تجربه شهروندان شهر «بیهار شریف» در منطقه نالاندا، نشان میدهد خاموشی اینترنت چگونه میتواند به بحرانی عمیق در سلامت روان و زندگی روزمره افراد منجر شود.
بر اساس این مطالعه، نخستین و فراگیرترین پیامد قطع اینترنت، احساس محرومیت روانی و انزوای اجتماعی است؛ احساسی که از قطع ارتباط با جهان بیرون، شبکههای اجتماعی و دسترسی به اطلاعات ناشی میشود و به تنهایی و گسست عاطفی میانجامد. در کنار آن، سطوح بالایی از سرخوردگی و درماندگی گزارش شده؛ بهویژه در میان افرادی که اینترنت نقش کلیدی در کار، تحصیل یا سرگرمی روزمرهشان داشته است.
این پژوهش همچنین از افزایش اضطراب و استرس مزمن پرده برمیدارد؛ اضطرابی که ریشه در نامعلوم بودن مدت زمان خاموشی و ترس از عقب ماندن از مسئولیتهای تحصیلی و شغلی دارد. در برخی موارد، این فشار روانی به احساس بیارزشی، کاهش عزتنفس و علائم افسردگی انجامیده است؛ وضعیتی که بهویژه در میان جوانان، دانشجویان و ساکنان مناطق محرومتر پررنگتر بوده است.
یافتههای این تحقیق با آنچه امروز در ایران تجربه میشود، میتواند همپوشانی قابل توجهی داشته باشد: احتمال افزایش پرخاشگری، تنشهای خانوادگی، بیقراری و ناتوانی در تنظیم هیجانات. هرچند برخی افراد با فعالیتهای آفلاین یا تقویت روابط خانوادگی تا حدی با شرایط کنار میآیند، اما اغلب شرکتکنندگان تأکید کردهاند که این راهکارها موقتی است و بازگشت اینترنت، همچنان شرط اصلی بازگشت حس عادی بودن زندگی است.
پاسخ ها