
«مهدی عسگری»، کارشناس ارشد سئو در دیجیکالا،در این مطلب به چگونگی ایجاد رانت زیرساختی و حذف سایتهای کوچک از نتایج جستجو بهدلیل قطع اینترنت میپردازد
«مهدی عسگری»، کارشناس ارشد تکنیکال سئو دیجیکالا، در این یادداشت به کالبدشکافی فنی سیاستهای جدید محدودکننده اینترنت میپردازد. این یادداشت توضیح میدهد که چگونه تغییر الگوی فیلترینگ به مدل لیست سفید، دسترسی خزندههای گوگل به سرورهای میزبان سایتهای ایرانی را قطع کرده و از این طریق، نهتنها باعث حذف کسبوکارهای کوچک از نتایج جستجو میشود، بلکه با ایجاد رانتی ناعادلانه، بقای اقتصادی در فضای دیجیتال را تنها برای مجموعههایی خاص ممکن میسازد.
شوک زده شدیم اما تعجب نکردیم چرا که این استراتژی و سانسورشیپ برای اولین بار نیست که اتفاق میوفتد و در سالهای گذشته هم در بزنگاههای گوناگون، علی رغم تلاشهای فراوان و همیشگی آزادیخواهان اینترنت، اولین راهکار و برنامه مدنظر برای کنترل اوضاع پیش امده، قطعی اینترنت بوده است.
اگرچه ما در اکوسیستم استارتاپی ایران، بیش از اینکه با اینترنت دست و پنجه گرم کنیم، همواره درگیر عبور از محدودیتها برای اتصال به طبیعیترین حق و حقوق اولیه مان مانند هر انسان دیگری در قرن ۲۱ ، یعنی اینترنت آزاد بودیم و هستیم.
این بار اما، مسئله بسیار متفاوتتر از دفعات قبلی بود. شیر فلکه جوری بسته شده بود که نه تنها مانند دفعات قبلی مانند یک زندانی به هیچ چیزی، تکرار میکنم، عملا به هیچ چیزی دسترسی نداشتیم، بلکه حتی هیچ درخواستی از خارج از ایران به داخل مجاز نبوده و هر ip خارج از ایران، بدون هیچ ارفاقی بلاک میشد.
اگرچه شاید فهم بخش بزرگی از تصمیمگیرندگان این مملکت از اینترنت به شبکههای اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام یا نمونههای کاریکاتوری آنها مانند بله! خلاصه شود، اما این محدودیت، چالشهای فراوان، عجیب و باورنکردنی دیگری برای تمامی کسب و کارهای انلاین و هر کسب و کار دارای وبسایت ایجاد کرد که در ادامه، با عینک یک متخصص تکنیکال سئو، به بلایی که سر میلیونها نفر و تنها بخش کوچگی از کسانی که زندگیشان با اینترنت گره خورده است میپردازم.
به طور کلی اطلاعات هر وبسایتی، در انواع هاست و سرورهای مختلف نگهداری میشود و ما هر بار که میخواهیم سایتی را مشاهده کنیم، میبایست اطلاعات از سرور و هاست سایت مدنظر اصطلاحا fetch شود تا ما بتوانیم سایتی را باز کنیم. کاربران، همواره در حال جست و جو نیازمندیهای روزانه خودشان از طریق کانال موتور جستجو گوگل هستند.
پس زمانی که برای مثال من به دنبال خرید یک کفش ادیداس هستم، با سرچ کردن کلمه کلیدی گفته شده، در شرایط عادی، سایتهای مختلف در نتایج جستجو به من نمایش داده میشود. برای اینکه این سایتها در نتایج جستجو حضور داشته باشند، نیازمند این هستیم که باتهای گوگل، توانایی کراول و دسترسی به هاست و سرورهای این سایتها را داشته باشند تا بتوانند از محتویات هر سایت باخبر شوند و به محض جستجو هر کاربر در گوگل، مرتبطترین نتیجه به او نمایش داده شود.
اتفاق وحشتناکی که در این مدت رخ داد این بود که عملا، هر ریکوست خارج از ایران بلاک شده و طبیعتا ریکوستهای انجام شده توسط کرالرهای گوگل هم، که عمدتا از لوکیشنهای جغرافیایی مختلفی مانند آمریکا و اروپا انجام میشوند، با توجه به محدودیت ایجاد شده در زیرساخت اینترنت کشور، توانایی دسترسی به هیچ سایت ایرانی را نداشتند.یعنی عملا گوگل هم مانند سایر سرویسها بلاک شده است و نمیتواند به سرور و هاستهای ایرانی ریکوست بزند، سایت را کراول و بررسی کند و در نتایج جستجو نمایش دهد.
اگر بخواهم کمی شفافتر توضیح بدم، به مثال گفته شده برمیگردم.در شرایط عادی،حتی کسب و کارهای خرد و کوچک هم، با رعایت نکات سئو، برنامه ریزی و تلاش، میتوانستند با وبسایتهای قوی تر رقابت نسبتا سالمی داشته باشند و شانس حضور در نتایج جستجو را برای خود به وجود بیاورند، ترافیک جذب کنند و از فروش محصولات سایتشان درآمد داشته باشند.
اما در شرایط پیش آمده، حتی این شانس هم از آنها گرفته شده و تمام و کمال، تمام ترافیک گفته شده صرفا در اختیار سایتهایی قرار میگیرد که تواستند ای پی سفید داشته باشند.
اگر اکبر آقایی تا الان با خون دل و هزار بدبختی دیگر، فروشگاه اینترنتیای داشته و در آن مشغول فروش کفش بوده، با توجه به اینکه در این چند روز به خاطر محدودیت پیش آمده، گوگل مدتها تلاش کرده تا سایتش را ببیند و کراول کند و در این کار موفق نشده، عملا سایتش از نتایج جستجو حذف شده ( دی ایندکس شده ) و طبیعتا سایتش هیچ ورودی و ترافیک خاصی که برای او منجر به فروش شود، ندارد.
اتفاق گفته شده و ایجاد محدودیتهای جدید، در بزرگترین موتور جستجو جهان یعنی گوگل، منجر به مرگ تدریجی وبسایتهای مردم عادی و بدون رانت شده است.
کسب و کارهایی که با وجود سالها تلاش و خرج هزینههای مختلف مادی، معنوی و زمانی در کسب و کارشان برای حضور در یک رقابت سالم، با محدودیت جدید به وجود آمده، عملا دیگر از بزرگترین چنل ترافیک اکثر وبسایتها، یعنی سئو، سهم و ورودی نداشته اند و طبیعتا اسیب سنگین مالی هم دیدهاند و حتی در صورت بازگشت به شرایط بد اینترنتی قبلی هم، ماه و شاید سالها زمان نیازدارند تا اسیب متضرر شده را جبران کنند.
قبل از اینکه به صورت دقیق به شرح آنچه که در لایه نتورک رخ داده بپردازم، دوست دارم کمی در مورد جریان کلمهسازی در اکوسیستم دیجیتالی ایران صحبت کنم.
اضافه کردن پسوند به کلمات ساده مانند اینترنت ملی که از اینترنت ساخته میشود و عملا دیگر خود کلمه اینترنت در حاشیه قرار میگیرد ( بماند که اصلا اینترنت ملی واژه نادرستی است و به جای آن، بهتر است از اینترانت استفاده کنند! ).ای پی سفید که از ای پی به وجود اومد و شروع رانتهای جدید برای آینده است) و ده یا شاید هم صدها کلمه دیگر، از جمله اسیبهای پنهان وارده به قلب اکوسیستم استارتاپی ایران و مفاهیم مختلف دیگر است.
در گذشته اگر قصد بلاک کردن وبسایتی را داشتند، صرفا چند آی پی لیست و بلاک میشدند.
مانند کاری که در فیلترینگ در حال انجام بوده است. مثلا تمامی ای پی های شبکه های اجتماعی مانند تلگرام، اینستاگرام و … بسته است! به این کار بلک لیست میگویند. یعنی همه سایتها باز هستند، به جز اینها. اما در مدت زمان اخیر، مانند یک کابوس عمیق و تمام نشدنی، دقیقا خلاف این مورد رخ داد و ما با کلمهای تحت وایت لیست اشنا شدیم!
یعنی همه بسته باشند به جز اینها! هیچ سایتی دیده نشود به جز اینها، به جز آنهایی که ای پی سفید دارند. در دنیای شبکه به این وضعیت، یعنی حرکت از بلکلیست به سمت وایتلیست اصطلاحا «Default-Deny Network» میگویند. مدلی که در آن همه دسترسیها بهصورت پیشفرض مسدود هستند و فقط مقاصد از پیشتاییدشده اجازه ارتباط دارند. اینجا دقیقا همان جاییست که رانت سر بلند میکند، نگاه بالا به پایین میکند، دکانها باز میشوند و در حق هزاران هزار انسان و کسب و کار دیگر اجحاف میشود.
همانطور که اشاره شد، گوگل برای مشاهده وبسایتهای مختلف، نیازمند برقراری ارتباط با سرور اصلی سایت است.
از آنجایی که اکثر وبسایتهای ایرانی از سرورهای ایرانی استفاده میکنند ، در نتیجه سرور اصلی اکثر وبسایتهای ایرانی در داخل کشور است. ( سرور upstream یا همان origin ). بات گوگل، اگر قصد مشاهده یک وبسایت را داشته باشد، در ابتدا با توجه به لوکیشن خود بات ( که اغلب از دیتاسنترهای گوگل در امریکا و اروپاست ) درخواست dns ارسال میکند و در صورتی وجود زیرساخت geo dns، به نزدیک ترین cdn منتقل میشود.
مثلا اگر من به عنوان بات گوگل، از ایالت تگزاس در حال ریکوست زدن باشم، ابتدا به سی دی ان نزدیک به لوکیشن خودم، مثلا سی دی ان موجود در ایالت کالیرفرنیا منتقل میشوم، و دقیقا از اینجا به بعد است که مشکل به وجود میاید.
CDN برای اینکه بتواند Request گوگل را پاسخ دهد، در صورت Cache Miss (که برای بسیاری از صفحات HTML، صفحات داینامیک و یا رندرهای وابسته به JS بسیار رایج است)، الزاماً باید بتواند با سرور اصلی و دیتاسنترهای داخلی کشور ارتباط برقرار کند تا Request زده شده را Resolve کرده و Response معتبر (200 OK) برگرداند.
اما همانطور که گفته شد، بخش عمدهای از Requestهای ورودی از خارج از کشور به سمت IP Range ها، ASNها و دیتاسنترهای داخلی ایران، بهصورت سیستماتیک با Timeout، Connection Reset، Blackhole Routing یا Drop در لایههای بالا شبکه مواجه میشوند.
این محدودیت الزاماً بهصورت ۱۰۰٪ و مطلق نیست، اما از دید Googlebot، تفاوتی میان Timeout، عدم پاسخ یا خطای شبکه وجود ندارد؛ همه اینها بهعنوان «Unreachable Origin» تفسیر میشوند و این، یعنی هیچ ریزالت موفقی به باتهای گوگل برگردانده نمیشود.
گوگل با توجه به کراول باجت و کراول دیمندی که برای سایت مدنظر تشخیص داده، بارها این کار را تکرار میکند، اما هر بار، به اصطلاح به در بسته میخورد و این سیگنال را دریافت میکند که این سایت عملا دیگر در دسترس نیست، پس بهتر است منابع کراول خودم را به سایت های دیگری که مشابه این سایت هستند ببرم و آنها را به عنوان ریزالت بالاتر، به کاربر جستجوکننده نمایش دهم.
تمامی سرویسهای معروف ارائه دهنده سی دی ان مانند cloudflare, fastly, aws و یا حتی سی دی ان های اختصاصی ساخته شده توسط شرکتهای مختلف، عملا جزو بلک لیست قراردارند و نمیتوانند به داخل کشور ریکوست بزنند.
پس اگر اینجا دوستانی و آشنایان و خودی ها از قبل، توافقاتی باهم کرده باشند و ip range whitelist داشته باشند، عملا این مشکل برای سایتهای هایشان پیش نمیاید و این چیزی بود که در این مدت رخ داد و رانت حتی به کرالرهای گوگل هم رحم نکرد !
سایتهای مختلفی که روی سی دی ان های ستون و هزاردستان وجود داشتند، به علت وایت لیست بودن آی پی ها و امکان برقراری ارتباط دو طرفه میان edge cdn و origin سرور، عملا هیچ مشکلی نداشتند و باتهای گوگل، میتوانستند به راحتی به کمک این سی دی ان ها، به سرورهای داخلی دسترسی پیدا کنند، سایت را کرال کنند و دیتا هم با موفقیت برگردانده شود.
به زبان ساده تر، یعنی اکبر آقایی که از این رانت فنی خبر نداشته و حتی قبل از این قطعی اینترنت، به فکر استفاده از سی دی ان های بین المللی، به فکر بهبود سرعت لودینگ و پرفورمنس بهتر سایت خودش بوده، عملا سایتش دیگر در دسترس باتهای گوگل نیست و اگر سایتش ترافیکی داشته ( که حتما داشته)، مستقیما بدون اینکه خودش بداند، از سایتش دزدیده شده و به بهتر از اکبر اقاها که از رانت استفاده کردند، رسیده.
آنچه در سکوت اجباری قطع اینترنت گذشت، تنها یک اختلال موقت نبود؛ یک بازآرایی ناعادلانه در نقشه قدرت دیجیتال کشور بود. با عدم اتصال گوگل به سایتهای داخل کشور، عملا بذر یک نابرابری ساختاری که از مدتها قبل به کمک فیلترینگ کاشته شده بود، سرعت رشد خود را چند برابر و آینده را وحشتناک تر کرد.
شرکتهای دارای رانت و آی پی سفید، در مدت زمان قطعی اینترنت کشور، با حفظ حضور و جریان درآمدی خود، از رقبای محروم و خردشده پیشی گرفتند و نه تنها سهم بازار آینده را تصاحب کردند، بلکه پایهگذار انحصار جدیدی در دنیای اینترنت شدند.
اکبر آقای قصه ما تنها نیست. میلیونها نفری که شبیه به اکبر آقا سالم زندگی کرده اند، روحشان از رانتها خبردار نبوده و تنها منبع درآمدشان از کسب و کار حلال خود در فضای مجازی و وب سایتشان بوده، هم اکنون نمی توانند کسب درآمد کنند و به جز ضرر روحی روانی وحشتناک، ضرر مالی سنگین هم دارند.
اینترنت طبقاتی، ای پی وایت لیست شده و به معنای ساده کلمه، “رانت”، اینگونه عمل میکند. بدون اینکه بدانی سهمت را برمیدارد، ضرر مالی و روحی می رساند و دستت را در پوست گردو میگذارد و حق تو را به کس دیگری که از رانت باخبر است میدهد.
در نهایت باز هم لازم است تاکید کنیم که تمامی سرویسها و شرکتهایی که در ایجاد چنین زیرساختهایی فعالیت می کنند، مخصوصا دو مورد گفته شده در طول متن، مستقیما در ایجاد رانت مسئولیت جدی دارند و میبایست در ضرر و زیانهای رسیده به مردم و کسب و کارهای مردم، به همه مردم، پاسخگو باشند.
اینترنت آزاد، حق اولیه هر شهروند ایرانیست. به امید روزی که هیچ فرد، شرکت، مجموعه و نهادی، خودش را از مردم جدا و بالاتر نبیند.
پاسخ ها