
موسسه خیریه، مملو از داستانهای متفاوتی است که هر یک شرایط بهبود و سلامتی کودکان مختلف را بازگو میکند. یاسین یکی از کودکان مبتلا به سرطان است که والدین او برای انجام کارهای پذیرش، به بیمارستان آمدهاند، ولی او به حدی بازیگوش است که هیچکس نمیتواند او را برای یک کار بر روی زمین بنشاند. ورجه و ورجه کردنهای مستمر، بازیهای کودکانه و صحبتهای شیرین، به حدی پرستاران موسسه خیریه را مجذوب کرده که هر يک دوست دارند، کمی با او باشند. پرستاران که او را با “مجید جان دلبندم” صدا میکنند، هر یک برای انجام کارهایش همیاری میکنند. حالا قصد داریم داستان این کودک را که از بیماری سرطان بهبود پیدا کرده و به آغوش گرم خانواده بازگشته، بیان کنیم.
وقتی برای اولین بار یاسین را در کنار پذیرش مشاهده کردم، همش به این سمت و آن سمت میرفت و با شیطونی کردن در راهروهای محک، جنب و جوش کودکانه خود را به همه نشان میداد. برای اینکه لحظهای بتوانم او را آرام کنم، همه خودکارها و لوازم را از داخل کیف خارج کرده و تلاش میکنم با او نقاشیهای متفاوتی را بکشم. به صورت حیرت انگیزی او تصویر خانواده خود را همراه با برادرش میکشد و دستان بزرگ شده خود را به حدی میکشد که به گردن برادرش برسد. وقتی از او در مورد این تصویر با او صحبت میکنم، به آرامی میگوید که من برادرم را بیشتر از هر چیزی دوست دارم و دلتنگ بغلهای گرم او هستم.
تجربه من به عنوان پرستار کودکان مبتلا به سرطان نشان داده که همین نقاشیها و همیاریهایی که در کنار کودکان مبتلا به سرطان انجام میشود، روحیه آنها را به شدت بالا برده و میتواند تاثیر بسیار بزرگی بر روی روند درمانی آنها داشته باشد. در موسسه خیریه، مثالهای بسیار زیادی داشتهایم که این کودکان حتی برای سپری کردن زمان، به پای صحبتهای ما پرستاران نشسته و صحبتهای همدلانهای را با ما داشته باشند.
در میان همه بازیها و تفریحاتی که این کودکان دارند، بخش سخت درمانی همراهی عزیزان است که باید از یک سو سختیهای درمان را کاهش داده و از سوی دیگر نشان دهند که در این مسیر همراه آنها هستند. ما در موسسه خیریه تلاش میکنیم با آموزشهای مختلف و بازیهای خلاقانهای که ذهنیت این کودکان را برای آینده آماده میکند، کمک کنیم تا آنها از درس خود عقب نمانده و در کنار آن شرایط، بهبود فوق العادهای از نظر ارتباطات کودکانه داشته باشند.
همه ما آرزو داریم که به جای اینکه بر روی دستان این کودکان، آنژیوکت وصل شده باشد، نقشهای بازی و تفریحی باشد تا بتوانند در این مسیر، چالشهای مختلف را پشت سر گذاشته و به عنوان کودکان بهبود یافته از سرطان، بازیهای خود را دنبال کنند. شاید این آرزو برای بسیاری از کودکان محقق شده باشد. ولی هدف ما این است که تمامی فرزندان مبتلا به سرطان، از بخشها به خانه رفته و زندگی جدید خود را دنبال کنند.
موسسه خیریه محک دقیقاً مکانی است که کودکان به جای صحبت کردن و درد دل کردن، احساسات واقعی خود را در نقاشیها منعکس میکنند و تلاش میکنند در هر مرحله از زندگی خود امید را از دست نداده و برای بهبود تلاش کنند. ما پرستاران بخشهای مختلف این بیمارستان، تلاش میکنیم تا با همدلی و همراهی این کودکان، حسی را به آنها منتقل کنیم که در هیچ نقطهای از دنیا آن را تجربه نکرده اند و به عنوان مادر دوم آنها باشیم.
پاسخ ها