جهان دیجیتال مارکتینگ شبیه یک چهارراه شلوغ است؛ هر مسیر با چراغهای چشمکزن خودش وسوسهات میکند. یک طرف اینستاگرام است با استوریهای ۲۴ ساعته، ریلزهای انفجاری و الگوریتمی که مثل موجود زنده نفس میکشد. طرف دیگر آپارات؛ پلتفرمی ویدیومحور، بومی، با تمرکز بر تبلیغات و ویدیوهای طولانیتر و رسمیتر. سؤال اصلی اینجاست: تولید محتوا در اینستاگرام یا تبلیغات در آپارات؟ کدام را باید جدیتر گرفت؟
پاسخ کوتاه و تنبلانه میگوید «بستگی دارد». پاسخ درست اما نیاز به کالبدشکافی دقیق دارد.
اینستاگرام؛ میدان نبرد توجه
اینستاگرام قبل از اینکه یک شبکه اجتماعی باشد، یک اقتصاد توجه است. جایی که هر ثانیه هزاران محتوا برای چند لحظه تمرکز کاربر میجنگند. تولید محتوا در اینستاگرام یعنی ساختن رابطه، نه فقط پیام تبلیغاتی. برندهایی که این را نمیفهمند، معمولاً به بنبست «پست فروشی» میخورند.
در اینستاگرام، محتوا سه نقش اصلی بازی میکند: دیدهشدن، تعامل و اعتمادسازی. الگوریتم این پلتفرم به محتوایی پاداش میدهد که واقعی، منظم و انسانی باشد. به زبان ساده، اینستاگرام از برندهایی خوشش میآید که مثل آدمها رفتار میکنند، نه مثل بیلبورد.
نکته مهم اینجاست که تولید محتوا در اینستاگرام یک فرآیند زمانبر است. نتیجهاش فوری نیست، اما اگر درست انجام شود، دارایی میسازد؛ داراییای به نام «برند در ذهن مخاطب».
همانطور که ست گودین میگوید:
«بازاریابی دیگر درباره چیزهایی که میسازید نیست، درباره داستانهایی است که تعریف میکنید.»
اینستاگرام دقیقاً محل تعریف این داستانهاست.
مطالعه بیشتر درباره ایده های تولید محتوا در اینستاگرام
آپارات؛ زمین بازی ویدیو و تبلیغات هدفمند
آپارات اما شخصیت متفاوتی دارد. اینجا بیشتر شبیه یک سالن نمایش است تا یک مهمانی شلوغ. کاربر آپارات معمولاً با نیت مشخص وارد میشود: آموزش، بررسی، سرگرمی یا دیدن یک ویدیوی خاص. همین «نیتمندی» مزیت بزرگ تبلیغات در آپارات است.
تبلیغات در آپارات بیشتر به درد برندهایی میخورد که پیام مشخص دارند و میخواهند آن را در قالب ویدیو، با تمرکز بالا منتقل کنند. ویدیوهای Pre-roll، Mid-roll یا تبلیغات نمایشی به شما اجازه میدهند دقیقاً در لحظهای که کاربر آماده دیدن ویدیو است، پیامتان را جلوی چشمش بگذارید.
برخلاف اینستاگرام، در آپارات کمتر با الگوریتمهای غیرقابلپیشبینی طرف هستید. شما هزینه میکنید، دیده میشوید و داده دریافت میکنید. اینجا بیشتر شبیه تبلیغات کلاسیک دیجیتال است، با این تفاوت که بومی و ویدیومحور است.
فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن، سالها پیش گفته بود:
«تبلیغات زمانی مؤثر است که پیام درست را، در زمان درست، به فرد درست برساند.»
آپارات دقیقاً در همین نقطه میدرخشد.
مطالعه بیشتر درباره انواع تبلیغات در آپارات
تفاوت فلسفی؛ رابطه یا نتیجه؟
اگر بخواهیم خیلی ساده و فلسفی نگاه کنیم، تفاوت این دو مسیر این است:
اینستاگرام روی رابطه بلندمدت سرمایهگذاری میکند، آپارات روی نتیجه کوتاهمدت و قابل اندازهگیری.
در اینستاگرام، شما آهسته اعتماد میسازید. مخاطب با شما زندگی میکند، پشتصحنهتان را میبیند، لحنتان را میشناسد و کمکم به برندتان عادت میکند. فروش ممکن است دیرتر اتفاق بیفتد، اما وقتی بیفتد، عمیقتر است.
در آپارات، شما پیام را شلیک میکنید. اگر ویدیو خوب باشد و هدفگیری درست انجام شده باشد، نتیجه سریعتر دیده میشود؛ کلیک، نصب، ثبتنام یا آگاهی از برند.
مخاطبشناسی؛ قطبنمای تصمیم
هیچکدام از این دو بدون شناخت مخاطب معنا ندارد. اگر مخاطب شما جوان، بصری، عاشق ترند و تعامل است، اینستاگرام خانه طبیعی اوست. اگر مخاطبتان به دنبال آموزش، بررسی تخصصی یا محتوای جدیتر است، آپارات گزینه منطقیتری میشود.
کسبوکارهای خدماتی، برندهای شخصی، کلینیکها، مربیان و فروشگاههای آنلاین معمولاً از تولید محتوا در اینستاگرام سود بیشتری میبرند. در مقابل، برندهای آموزشی، اپلیکیشنها، استارتاپهای تکنولوژیک و کمپینهای آگاهیبخش، از تبلیغات در آپارات بازده مستقیمتری میگیرند.
هزینه؛ پول یا زمان؟
اینستاگرام بیشتر از پول، زمان و خلاقیت میخواهد. تولید محتوا، برنامهریزی، پاسخ به کامنتها و تحلیل دادهها. آپارات بیشتر از زمان، بودجه تبلیغاتی میطلبد. هر دو هزینه دارند، فقط جنس هزینه فرق میکند.
برندهای هوشمند میدانند که زمان هم پول است. اگر تیم محتوا ندارید یا نمیتوانید مستمر تولید کنید، اینستاگرام بهسرعت تبدیل به صفحهای متروکه میشود. از آن طرف، اگر بودجه تبلیغاتی مشخصی دارید و هدفتان روشن است، آپارات میتواند موتور شتابدهنده باشد.
پاسخ نهایی؛ انتخاب صفر و یکی نیست
واقعیت این است که این سؤال، جواب مطلق ندارد. اینستاگرام و آپارات رقیب هم نیستند؛ ابزارهایی با مأموریتهای متفاوتاند.
اینستاگرام برای ساختن برند، شخصیت و اعتماد.
آپارات برای تقویت کمپین، افزایش آگاهی و گرفتن نتیجه مشخص.
برندهای بالغ، این دو را در مقابل هم نمیگذارند، بلکه کنار هم میچینند. محتوا در اینستاگرام داستان را میسازد، تبلیغات در آپارات آن داستان را بلندتر فریاد میزند.
در دنیایی که توجه کمیابترین منبع است، برنده کسی است که بداند کجا قصه بگوید و کجا تبلیغ کند. اینستاگرام گوش میخواهد، آپارات چشم. ترکیب این دو، اگر آگاهانه باشد، همان جایی است که بازاریابی از «هزینه» به «سرمایهگذاری» تبدیل میشود.
پاسخ ها