تهیهکننده سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» توضیح داد که با وجود محدودیتها و چالشهای پرداخت به داستان پلیسی، تلاش کردهاند تا خردهپیرنگهای اجتماعی و عاشقانه را حفظ کنند و قصهای جذاب و متنوع برای مخاطبان خلق کنند.
کامران حجازی تهیهکننده «برتا؛ داستان یک اسلحه»:

به گزارش فیلم نت نیوز ، سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» محصولی از فیلم نت، یکی از آثاری است که این روزها در شبکه نمایش خانگی پخش و به قسمت پایانی خود نزدیک شده است. این سریال به کارگردانی امیرحسین ترابی ساخته شده است که پیشتر فیلم سینمایی «هزارتو» و سریال «خونسرد» را ساخته و کامران حجازی نیز تهیهکنندگی این اثر را برعهده داشته است.
«برتا؛ داستان یک اسلحه» سریال پلیسی-جنایی است که در آن علاوه بر روایت قصهای معمایی، ابعادی اجتماعی نیز به چشم میخورد.
به بهانه نزدیک شدن به پخش قسمت پایانی این سریال با کامران حجازی گفتوگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر میگذرانید.
-در آثار اخیر سینماییام همیشه به دنبال ساخت فیلم در ژانرهایی بودم که در سالهای اخیر به آن ژانرها هیچ توجهی نشده است. تقریبا میتوان اکثر آثار چند سال اخیر را در سینمای ملودرامهای اجتماعی یا کمدی دانست، اما من در فیلم اخیرم «تمساح خونی»، به سراغ ژانر کمدی-اکشن رفتم و آن زمان احساس کردم که سینمای کمدی-اکشن در ایران بسیار کمرنگ شده است و به خصوص در بعد اکشن این فیلم تازگی دارد. به طور کل من در تلاش هستم تا روی فیلمهایی کار کنم که تازگی دارند، آثاری که شاید مخاطب سالهاست نمونه خوبی از آنها ندیده است و به همین دلیل وقتی طرح «برتا؛ داستان یک اسلحه» به واسطه آقای امیرحسین ترابی به من ارائه شد، از آن استقبال کردم.
به نظرم قصه جالبی داشت که در آن دوره که فیلمنامه را خواندم از فضای تکراری سالهای اخیر سینمای ایران متمایز بود و تازگی داشت.
-در هر ژانری که بخواهید قصهای روایت کنید یا فیلمی بسازید یک سری کلیشهها وجود دارد که به عنوان فیلمساز یا نویسنده مجبور به تبعیت از آن کلیشهها هستید.
در سینمای پلیسی همیشه پلیسهایی هستند که ممکن است در بخشهایی با شکست روبهرو شوند یا مشکلات خانوادگی داشته باشند و نبود رسیدگی به خانواده یکی از معضلاتشان باشد و معمولا این موارد در بسیاری از فیلمهای پلیسی دیده میشود. هر ژانری کلیشههای خاص خود را دارد و اگر فیلم یا سریالی در ژانر وحشت، جنایی و… هم بسازید بدون شک با برخی کلیشهها روبهرو خواهید بود و بخشهایی از قصهتان مشابه دیگر آثار میشود.
برشی از سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه»
-این پرسش را بهتر است کارگردان سریال پاسخ دهد و من در جایگاه تهیهکننده فقط میتوانم این مساله را تایید کنم که قطعا هر فیلمسازی از فیلمسازان پیش از خود تاثیر گرفته است و امیرحسین ترابی هم از این قاعده مستثنی نیست.
-متاسفانه در کشور نمیتوان به هیچ موضوع، شخصیت یا شغلی پرداخت و دچار محدودیت نشد. هر چیزی که برای روایت قصهتان انتخاب کنید، ما به ازایی بیرونی دارد که شما را از پرداخت بیشتر و ورود به جزییات یا حتی روایتی متفاوت منع میکند و ما در پرداختن به قصهای پلیسی با این چالش مواجه بودیم.
محدودیتهایی وجود داشت، اما با وجود همه این محدودیتها سعی کردیم قصهمان را روایت کنیم. در بخشهای مختلف قصه «برتا؛ داستان یک اسلحه» به موضوعاتی برخورد میکردیم که در حالت عادی مسائلی بسیار دم دستی و پیش پا افتاده بودند، اما خیلی راحت به چالشی بزرگ برای ممیزی تبدیل میشدند و ما روزها درگیر بودیم تا بتوانیم آن را حل کنیم در حالی که اگر آن بخشها هم به پخش میرسید هیچ اتفاقی نمیافتاد و هیچکس هم از پخش آن ناراحت نمیشد.
بسیاری از این محدودیتها به خودمان مربوط است، ما نقدپذیر نیستیم و کاش همه در هر شغلی بپذیرند که ممکن است افرادی در آن شغل باشند و دچار اشتباه شوند. ما باید بتوانیم یکدیگر را نقد کنیم، اما متاسفانه مدام در حال فرار از نقد هستیم.
-برای رفع معضل ممیزی در پروسه ساخت با پلیس ارتباطی نداشتیم ولی برای پخش مواردی بود که گفتوگو و بحثهایی داشتیم تا آن موارد را به سرانجام برسانیم و سریال به پخش برسد.
من به این مساله مقید نیستم که باید از موضوعاتی که نسبت به آنها حساسیت وجود دارد، اجتناب کنیم و به سراغ قصهها و موضوعات بیدردسر برویم، به عقیده من باید به این موضوعات هم ورود کرد وگرنه هر جا که گفته شود به فلان موضوع نپردازید و سینماگران هم بپذیرند و سراغ آن موضوع نروند، به مرور زمان سینمای ما به یک سینمای بیخاصیت با انبوهی از فیلمهای پاستوریزه، اما بیارزش تبدیل میشود. ما چالشهای قصه «برتا؛ داستان یک اسلحه» را پذیرفتیم و به سراغش رفتیم، اما نمیخواهم به جزییات این چالشها بپردازم؛ چراکه به هر شکل مسائل حل شد و سریال هم به پخش رسید.

-آقای ترابی نویسنده و کارگردان این اثر در آثار قبلی هم نشان داده است که به سینمای جنایی-پلیسی علاقه دارد و این فضا را به خوبی میشناسد.
در پروسه نگارش فیلمنامه، مشاورانی بودند که از آنها مشورت گرفته شد تا بخشهای پلیسی داستان به خوبی پرداخته شود و سریال به لحاظ منطق روایی اشکالی نداشته باشد. جالب است، بگویم که وقتی مشاوران پلیس متن اولیه «برتا؛ داستان یک اسلحه» را خواندند از شناخت نویسنده تعجب کردند که او چقدر خوب روابط افراد حرفهای و مختصات این شغل را میشناسد. در نهایت کارشناسان این حرفه در برخی جزییات به ما کمک کردند.
-به هر حال قصه ما در یک جامعه روایت میشود و آن جامعه باید خود را در اثر نشان دهد. اگر نمونههای خارجی این نوع سریالها را هم ببینید چنین ساختاری در آنها هم وجود دارد و خردهپیرنگهای عاشقانه، خانوادگی و… که مربوط به روابط آدمها است در آثار جنایی-پلیسی هم مورد توجه فیلمسازان قرار میگیرند.
اینکه جامعه به تصویر کشیدهشده در «برتا؛ داستان یک اسلحه» چقدر به واقعیت جامعه ما نزدیک است و ما چقدر در روایت قصهمان موفق بودیم بهتر است مخاطبان سریال قضاوت کنند. به نظر من باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که فیلم و سریال جنایی-پلیسی مخاطبش نسبت به آثار اجتماعی معمول در پلتفرمها کمتر است و فیلمساز مجبور به حفظ خردهپیرنگها و روایت قصههای متعدد در اثرش است تا مخاطب را به خود جذب کند.
در این سریال روابط انسانها، عواطف، شکستها و… به تصویر کشیده شده است و هر کسی میتواند در این سریال حال و هوا و قصههایی که خودش علاقه دارد، مشاهده کند. مساله حائز اهمیت این است که این خرده پیرنگها در جهت پیرنگ اصلی قصه باشند.
-در فیلمنامه اولیه صحنههای خشن بیشتری وجود داشت، قتلهایی که در قصه سریال هستند به شکل متفاوتی تصویر میشدند و جزییات قتل را مخاطب میدید، اما در زمان ساخت به این نتیجه رسیدیم که میزان خشونت را کمتر کنیم. نظر ساترا هم همین بود که میزان خشونت کمتر باشد؛ چراکه ممکن است برخی صحنههای خشن و دلخراش برای مخاطب آزاردهنده باشد.
با این حال سعی کردیم آنچه که در ذهن نویسنده است در محصول نهایی وجود داشته باشد و بتوانیم کاراکتر قاتل را به خوبی معرفی کنیم؛ چراکه در نهایت دلیل قتلها و شکل انجام آنها هم مساله مهمی در قصه میشود.
جامعه ما به خودی خود در شرایط حاضر تا حدی عصبانی است و ما تصمیم گرفتیم با بیشتر جلوه دادن خشونت به این وضعیت دامن نزنیم، اما به هر حال این تصمیم محدودیتی برای ما ایجاد میکرد و دست تیم تولید را تا حدی میبست.
-هر وقت که فیلمی میسازم، یکی از جذابترین کارها برای من دیدن آن با مخاطبان است. من در روزهای اول نمایش فیلمم به سینماها میروم تا بازخوردها را مشاهده کنم و در سریال هم پیگیری نظر مخاطبان برایم جذاب بود. با توجه به اینکه سریال مخاطب بیشتری دارد با بازخوردهای بیشتری هم روبهرو شدم و باید بگویم که اکثر نظرات درباره آن مثبت بود.
به عنوان تهیهکننده این پروژه باید بگویم که حجم پروداکشن این سریال با توجه به تعدد لوکیشنها بسیار بالا بود، «برتا؛ داستان یک اسلحه» یکی از پروژههای سخت من بود که در چند شهر فیلمبرداری شد و موقعیتهای مختلفی در آن به چشم میخورد و هر قسمت دوربین در لوکیشنهای متعددی جابهجا میشود. ما کارگردان و تیمی همراه و درجه یک داشتیم که توانستیم در زمانی منطقی کار را آماده نمایش کنیم و برای من نتیجه نهایی بسیار مطلوب بود.
ایلنا
پاسخ ها