اگر در جامعهای طبقه متوسط را تضعیف کنید، خود به خود نظام اشتغالی جامعه را تخریب میکنید؛ چون بیشترین فعالان اقتصادی در طبقه متوسط جامعهاند.
محمد مهاجری، فعال رسانهای در یادداشتی در چندثانیه نوشت: بعد از پیروزی دکتر مسعود پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ و گسترش دشمنیهای دولت دونالد ترامپ علیه ایران، وقوع تنشهای داخلی قابل پیشبینی بود. ناترازیهای اقتصادی و انرژی، نشان از شکلگیری تحولاتی در زیر پوست جامعه داشت.
جمهوری اسلامی سابقه مواجهه با ناآرامیها را در سالهای گذشته دارد اما آنچه در یک ماه گذشته رخ داد، ابعاد متفاوتی یافت. دشمنان پس از ناکامی در ایجاد فروپاشی از طریق حمله نظامی در جنگ ۱۲ روزه، مدل خود را تغییر دادند و به دنبال ایجاد بیثباتی از درون افتادند.
اگر در جامعهای طبقه متوسط را تضعیف کنید، خود به خود نظام اشتغالی جامعه را تخریب میکنید؛ چون بیشترین فعالان اقتصادی در طبقه متوسط جامعهاند.

پزشکان، صاحبان کارخانهها و کارگاههای متوسط و نیمهبزرگ، فرهیختگان دانشگاهی، فرهنگی و سیاسی از جمله گروههای تشکیلدهنده این طبقهاند و اینها پیشران جامعه به حساب میآیند.
مطالبات آنان عمدتاً در حوزههایی مانند برگزاری کنسرت، دسترسی به اینترنت و فضای مجازی، سینما، موسیقی، کتاب و تئاتر است و مطالبات اقتصادی آنان نیز عموماً در راستای افزایش رفاه است، نه تأمین نیازهای اولیه زندگی.
کاهش شدید مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم و دوازدهم نشانهای از قهر سیاسی بود. این قهر سیاسی همان نارضایتی است که باعث میشود پشت نظام سیاسی کشور خالی شود.
بخش عمدهای از نارضایتی و افسردگی جامعه ناشی از عملکرد جریان تندرو است؛ جریانی که محدود به یک جناح خاص نیست و در میان اصولگرایان، اصلاحطلبان و اپوزیسیون خارج از کشور نیز حضور دارد.
تحریم شبیه بیماری سرطان است و به تدریج اقتصاد کشور را فرسوده میکند و دور زدن تحریم هم مشابه شیمیدرمانی است که فقط مدت بقا را با درد بیشتر افزایش میدهد.
کسانی که مذاکره را تسلیم میدانند باید بدانند عدم مذاکره، تسلیم بزرگتری است و رد مطلق مذاکره به معنای از دست دادن فرصتهاست.
محدودیت اینترنت، معیشت میلیونها ایرانی را که کسبوکارشان به اینترنت وابسته است تهدید کرده و نارضایتی عمومی را افزایش میدهد و مسئولیت پیامدهای این محدودیتها مستقیماً بر عهده مسئولان است.
پاسخ ها