وقتی خیانت آشکار یا فاش میشود، میتواند شما را تا مغز استخوانتان تکان دهد. شما شروع به زیر سوال بردن حس واقعیت و حس ارزشمندی خود میکنید، هر تعاملی را موشکافی میکنید، به سرنخها توجه میکنید و یک فرآیند سوگواری طبیعی را طی میکنید . انکار معمولاً قبل از کشف یا افشا اتفاق میافتد، این همان نادیده گرفتن احساسات درونی یا نشانههای بیاعتبارکننده است . سپس، خشم شدید و سوزان از راه میرسد . وقتی فقط بخشهایی از داستان را دریافت میکنید، توانایی شما را برای سوگواری و التیام مناسب از بین میبرد . ذهن شما با سوالات و تصوراتی پر میشود تا جزئیات را پر کند.
اغلب، فردی که خیانت کرده میداند که کار اشتباهی انجام داده و از روی احساس گناه، شرم یا غریزهی حفظ جان، سعی میکند از ارائه جزئیات خودداری کند. معمولاً آنها ادعا میکنند (و ممکن است باور داشته باشند) که به اشتراک نگذاشتن جزئیات به نفع طرف آسیبدیده خواهد بود. با این حال، همانطور که بارها و بارها در کار با زوجها دیدهام ، این درست نیست.
افشا نکردن، لایه دیگری از بیاعتمادی ایجاد میکند. طرف آسیبدیده، اگر تصمیم به ماندن بگیرد، فقط تا حدی میتواند ببخشد و احتمال فراموش کردنش حتی کمتر است. ممکن است بتوانید گاهی اوقات از صحبت کردن در مورد آن خودداری کنید. ممکن است هفتهها یا ماهها اوضاع بین شما «عادی» به نظر برسد و بعد، بوم! افکار و سوالات مزاحم به سراغتان میآیند؛ ممکن است دوباره احساس عصبانیت یا ناامنی کنند.
اساساً، فردی که خیانت کرده، دو بار شریک خود را از قدرت محروم کرده است . شریک خیانتدیده فکر میکرد که آنها در یک مسیر هستند و به یک شکل عمل میکنند. سپس، آنها با فریب اولیه و دوباره با عدم رضایت کامل از آنچه اتفاق افتاده و نحوه ادامه رابطه، از قدرت محروم میشوند.
برای شریک خیانتکار، منطقی است که از به اشتراک گذاشتن اطلاعات بترسد . اگر شریک زندگی شما همه چیز را میداند، ممکن است برخی جزئیات بیش از حد باشد و او تصمیم به ترک رابطه بگیرد. شاید احساس گناه شما را از بین برده باشد. شاید هم نه. شاید شما آن را نادیده بگیرید و سعی کنید وانمود کنید که هرگز اتفاقی نیفتاده است و سعی کنید آرامش را حفظ کنید. نادیده گرفتن التماسهای شریک زندگی برای درک یا خود را احمق خواندن و زندگی در احساس گناه، فقط شریک زندگی شما را در موقعیتی از ناتوانی قرار میدهد و پاسخگویی واقعی نیست . هر آرامش موقتی که با اجتناب به دست آید، یک توهم است. و جزئیات در تاریکی به مینهای زمینی تبدیل میشوند.
در بهبودی از خیانت ، ترتیب به اشتراک گذاشتن و شنیده شدن بسیار مهم است. فردی که مورد ظلم قرار گرفته است، ابتدا باید به طور کامل شنیده شود. برای شریکی که خیانت کرده است، این موضوع گاهی اوقات عمیقاً ناراحت کننده، گاهی خسته کننده و شاید تکراری خواهد بود . اگر طرف مورد ظلم قرار گرفته سوالی دارد، بهتر است صادقانه و با جزئیات خواسته شده به آنها پاسخ دهید.
ممکن است دوباره بپرسند. ممکن است سرد و گرم باشند. در نهایت، به آنها خیانت شده و در طوفانی از پردازش به روش و سرعت خودشان قرار گرفتهاند. اگر خیانت کردهاید و اکنون میخواهید با شریک تثبیتشدهتان به جلو حرکت کنید ، به صبر نیاز دارید تا به شما کمک کند کشتیای بسازید که از طوفان عبور کند و هر دوی شما را به مقصد درست برساند.
به عنوان فردی که خیانت کرده است، ممکن است فهرستی از دلایلی داشته باشید که چرا در آن زمان برای رفع نیازهای جسمی و رابطهای خود به شخص دیگری روی آوردهاید. این فهرست واقعی است و نادیده گرفته نخواهد شد . نگرانیها و تلاشهای از دست رفته شما برای ارتباط مورد احترام قرار خواهد گرفت. اگر خیانت ادامه پیدا کرده باشد، ممکن است با از دست دادن ارتباط با شریک خیانت خود دست و پنجه نرم کنید. یک درمانگر خوب زوجها این موارد را به شما گوش خواهد داد. آنها همچنین ارزش اولویت دادن به شنیدن افکار، شکایات ، احساسات و سوالات فرد آسیب دیده را توضیح خواهند داد. شما شنیده خواهید شد . باید صبور باشید و منتظر نوبت خود بمانید.
این موضوع من را به سناریوی دیگری از خیانت هر دو طرف، احتمالاً همزمان یا در زمانهای مختلف، میرساند. در این صورت، قضاوت در مورد اینکه چه کسی به مراقبت بیشتری نیاز دارد یا باید اول به حرفش گوش داده شود، دشوارتر میشود. معمولاً، بدون دانستن زمینههای دیگر، میگویم کسی که بیشترین آسیب را دیده و بیشتر تحمل کرده، باید اول به حرفش گوش داده شود. آیا کسی برای تلافی خیانت کرده است؟ این الگو چند بار و برای چه مدت اتفاق افتاده است؟ همه اینها عوامل و انگیزههایی هستند که باید بررسی شوند.
در مرکز مشاوره زوجین ، ما از روشهای سیستماتیک برای حل مشکلات زوجین استفاده میکنیم و یکی از سیاستهای ما «عدم وجود راز» در رابطه با اهداف زوجین است. در مورد خیانت، اهداف زوجین معمولاً یافتن راهی برای بازسازی اعتماد، ترمیم و ماندن در کنار هم است. این بدان معنا نیست که شما باید در جلسه اول تمام احساسات خود را بروز دهید. یک درمانگر خوب از شما در به اشتراک گذاشتن تجربیاتتان با سرعت دلخواهتان حمایت میکند و ارزش شفافیت را به شما منتقل میکند.
بر اساس ساختار جلسات ما: داشتن یک جلسه پذیرش مشترک، دو جلسه انفرادی و یک جلسه بازخورد مشترک، جلسات انفرادی فرصت بسیار خوبی برای به اشتراک گذاشتن آنچه اتفاق افتاده از هر دیدگاه است. اگر خیانت کردهاید، چرا؟ آسیب کجاست؟ توزیع مسئولیتپذیری چگونه است؟ یک زوج درمانگر ماهر از این زمان برای تعیین هدف و سنجش اینکه به چه ترتیبی بهتر است به هر یک از طرفین گوش دهید، استفاده میکند.
یکی از روابط مورد علاقه من روی پرده سینما، لیلی و مارشال از سریال «آشنایی با مادر» است . برای یک سریال کمدی، آنها شیوههای زیادی دارند که به نظرم به نفع زوجها است. چیزی که لیلی میگوید در مورد موضوع به اشتراک گذاشتن اطلاعات صدق میکند این است که «مدفوع کجاست؟»
اگر خیانت کردهاید، این چیزی است که شریک زندگیتان میخواهد بداند . اگر به شما خیانت شده است، پرسیدن این سوال منطقی است . بهترین کاری که یک شریک خیانتکار میتواند انجام دهد این است که حقیقت را برای بررسی بیشتر فاش کند، تا به مرور زمان شریک زندگیاش مجبور نباشد یک سگ بیرحم باشد، بلکه با احترام و مراقبت به عنوان یک فرد برابر با او رفتار شود . به همه طرفین اجازه میدهد تا با صداقت به پیش بروند.
یادداشت درمانگر : برای منابع بیشتر در مورد چگونگی ترمیم هر نوع «نقض هنجارهای رابطهای»، من اکیداً کتاب «بازسازی اعتماد » نوشته مورگان جانسون را توصیه میکنم.
پاسخ ها