شاید برای نخستین بار در دهههای اخیر است که نشانههایی از تردید و بلاتکلیفی در میان برخی بازیکنان تیم ملی فوتبال دیده میشود؛ تیمی که همواره در کانون توجه افکار عمومی قرار دارد.
برترینها: روز گذشته خبر رسید که زهرا علیزاده، بازیکن تیم ملی فوتبال زنان، از تیم ملی خداحافظی کرده است. همزمان، بهنام یخچالی، ملیپوش مطرح بسکتبال ایران نیز با انتشار پیامی، مسیری مشابه را در پیش گرفت و از تیم ملی کنار کشید. خداحافظی یا فاصلهگرفتن ورزشکاران از تیم ملی در بستر اتفاقات اجتماعی و سیاسی، موضوع تازهای نیست؛ همانطور که در وقایع سال ۱۴۰۱ نیز برخی ورزشکاران از حضور در تیمهای ملی انصراف داده بودند.

با این حال، شاید برای نخستین بار در دهههای اخیر است که نشانههایی از تردید و بلاتکلیفی در میان برخی بازیکنان تیم ملی فوتبال دیده میشود؛ تیمی که همواره در کانون توجه افکار عمومی قرار دارد. این گمانهزنیها تا جایی پیش رفت که خبرگزاری مهر و فدراسیون فوتبال برای رد شایعات، ناچار به صدور بیانیه شدند.
در روزهای اخیر، نام مهدی قایدی دستکم در اینستاگرام بهشدت وایرال شده و به یکی از بحثبرانگیزترین سوژههای فوتبال ایران تبدیل شده است. ماجرا از جایی آغاز شد که عدهای مدعی شدند قایدی قید بازی در تیم ملی را زده و مواضعی اتخاذ کرده که او را ـ دستکم فعلاً ـ از فضای تیم ملی دور میکند. همزمان، رفتار مهدی طارمی در جشن صعود المپیاکوس نیز توجهها را جلب کرد. برخی منابع خبری ناموثق مدعی شدند طارمی هم در مقطع فعلی تمایلی به حضور در تیم ملی ندارد؛ ادعاهایی که تاکنون تأیید رسمی نشدهاند. بازیکنانی مانند مجید حسینی و اللهیار صیادمنش نیز واکنشهایی داشتهاند، اما وزن و تأثیر آنها قابل قیاس با نامهایی چون قایدی یا طارمی نیست.

در سطحی دیگر، دیماه با خبرهای تلخی در ورزش ایران همراه بود؛ از جانباختن مجتبی ترشیز، بازیکن سابق تراکتور در کرج، تا بازداشت برادر میلاد سرلک، هافبک پرسپولیس. همچنین علیرضا نجاتی، عضو تیم ملی کشتی فرنگی، در میان بازداشتیها قرار دارد و رسول خادم خواستار آزادی او شده است.

در کنار اینها، خبر جانباختن یکی از بستگان محسن تنابنده در وقایع اخیر منتشر شد و گزارشهایی از سرنوشت مشابه چند فوتبالیست، عمدتاً در ردههای پایه، نیز به گوش رسید.
در مجموع، ورزش ایران در موقعیتی ایستاده که بهسختی میتوان برای آن معادلی روشن در سالهای گذشته پیدا کرد. فاصلهگرفتن تدریجی برخی ورزشکاران از تیمهای ملی، تردیدهای علنی و غیرعلنی چهرههای شاخص، و همزمانی این رفتارها با تحولات اجتماعی و سیاسی، فضایی ساخته که دیگر نمیشود آن را صرفاً در چارچوب تصمیمهای فردی یا اتفاقات مقطعی تحلیل کرد.

آنچه امروز دیده میشود، نوعی تغییر اتمسفر است؛ فضایی که در آن ورزشکار دیگر فقط یک عنصر فنی در زمین مسابقه نیست و ناخواسته یا آگاهانه، درگیر مناسباتی فراتر از ورزش میشود. این وضعیت میتواند پیامدهایی بلندمدت داشته باشد؛ از تأثیر بر انسجام تیمهای ملی گرفته تا تغییر رابطه میان ورزش، حاکمیت و افکار عمومی. به نظر میرسد ورزش ایران وارد مرحلهای تازه شده؛ مرحلهای مبهم، پرتنش و در عین حال تعیینکننده که آثارش نهفقط امروز، بلکه در آینده نزدیک هم خود را نشان خواهد داد.
پاسخ ها