اشعار و نوشته های ابوالقاسم کریمی

شاعر،نویسنده،ترانه سرا
 ۲ نفر را دنبال می کند

گردآوری داستان کوتاه آموزنده

دهقان ساده لوحی قصد داشت عسل خود را به شهر دیگری ببرد تا بفروشد ولی نگهبان دروازه شهر بد طینتی کرد و سر ظرف عسل را برداشت و آنقدر این کار را ادامه داد تا عسل پر از گرد و خاک شد و مگس ها دور آن جمع شدند.

دهقان شکایت پیش قاضی برد.
قاضی نیز به دهقان گفت: از این پس به تو حکم لازم الاجرا می دهم تا هر کجا مگسی دیدی بکشی.
دهقان بلند شد و سیلی محکمی به صورت قاضی زد و گفت: طبق حکم شما اولین آنها را که روی صورت شما بود کشتم.

 

اشعار و نوشته های ابوالقاسم کریمی

شاعر،نویسنده،ترانه سرا

شاید خوشتان بیاید

پاسخ ها

نظر خود را درباره این پست بنویسید
منتظر اولین کامنت هستیم!
idat.ir در آیدت، فایل‌های خود را به فروش بگذارید و یا مقالات‌تان را منتشر کنید👋