به گزارش «ریسپانسیبل استیتکرفت»، استقرار گسترده نیروهای آمریکا در حوزه سنتکام نگرانی عمیقی در خلیج فارس ایجاد کرده است.
فرارو: الدار مامدوف، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل اندیشکده کوئینسی در نشریه ریسپانسیبل استیت کرفت نوشت: با افزایش احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران، متحدان واشنگتن در خلیج فارس، کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند با نگرانی در انتظار واکنش تلافیجویانه تهران نشستهاند و همزمان در حال لابیگری فشرده برای مهار تنشها هستند.
ابعاد بسیج نظامی آمریکا چشمگیر است. بنا بر گزارش کلی ولاهوس در وبسایت «ریسپانسیبل استیتکرفت»، دستکم ۱۰۸ فروند هواپیمای سوخترسان در حوزه مأموریتی فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) مستقر شده یا در مسیر استقرار قرار دارند. به گفته افسران نظامی، حملات میتواند «در هر لحظه» آغاز شود. این سطح از آمادگی نشان میدهد عملیات نهتنها ممکن است قریبالوقوع باشد، بلکه میتواند دامنهای گستردهتر و مدتی طولانیتر از حمله محدود جنگ دوازده روزه داشته باشد.

در میان ناظران و تحلیلگران منطقهای، نوعی حس سرنوشت محتوم شکل گرفته است: با توجه به این تدارکات، بهنظر میرسد فضای مانور برای دونالد ترامپ جهت عقبنشینی آبرومندانه کاهش یافته است. اما در حالی که برنامهریزان نظامی آمریکا اهداف را مرور میکنند، عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بیش از هر چیز ریسکها را میبینند. آنا جیکوبز خلیف، پژوهشگر «مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس»، گفته است این کشورها شاید از تضعیف ایران ناخشنود نباشند، اما بیش از همه از سناریوی هرجومرج و احتمال قدرتگیری نیروهای رادیکالتر بیم دارند.
از ژانویه تاکنون، عربستان سعودی، قطر و عمان در کنار ترکیه و مصر تلاشهای دیپلماتیک فشردهای برای بازگرداندن واشنگتن و تهران از لبه پرتگاه انجام دادهاند که این اقدام نه از سر همدلی با ایران، بلکه بیشتر به خاطر واکنش تلافی جویانه ایران است. گالیپ دالای در تحلیلی برای چتمهاوس نوشت که تضعیف ایران به معنای تغییر موازنه منطقهای است و در چنین سناریویی، اسرائیل بهعنوان هژمون رو به صعود بیشترین بهره را خواهد برد. به گفته او، برای رهبران خاورمیانه تهدیدها تغییر کردهاند: اکنون نگرانی اصلی، اسرائیلی توسعهطلب و نیز هرجومرج ناشی از فروپاشی احتمالی دولت ایران است.
بدر السیف، استادیار دانشگاه کویت نیز هشدار داده است بمباران ایران با منافع کشورهای عربی خلیج فارس همخوانی ندارد؛ زیرا تضعیف نظام کنونی چه از مسیر تغییر نظام و چه بازآرایی داخلی، میتواند به هژمونی بیسابقه اسرائیل بینجامد؛ وضعیتی که به سود کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نخواهد بود.
برای عراقِ عمدتاً شیعه، خطر بیثباتی حتی ملموستر است. این کشور پس از دههها آشوب بهویژه پس از حمله آمریکا در ۲۰۰۳ همچنان در تلاش برای تثبیت نظام سیاسی خود است و تلاش می کند از این تقابل دور بماند. با این حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند گروههای شیعه تندرو مانند کتائب حزبالله و حرکه النجبا ممکن است در صورت حمله به ایران، خود را ناگزیر به هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه بدانند.
یک منبع آگاه در بغداد تأکید کرده است که جریانهای اصلی شیعه در عراق که در قالب «چارچوب هماهنگی شیعیان» فعالیت میکنند و ائتلاف «دولت قانون» به رهبری نوری المالکی و ائتلاف «فتح» به رهبری هادی العامری را در بر میگیرند هرگونه تقابل مستقیم آمریکا و ایران در خاک عراق را تهدیدی وجودی برای حاکمیت شکننده خود میدانند.
تهران نیز تمایل دارد عراق از میدان درگیری دور بماند. ایران در شرایطی که با فشارهای فزاینده روبهرو است، به همسایهای باثبات و شریک تجاری نیاز دارد که برق و کالاهایش را خریداری کند؛ نه کشوری که دوباره در چرخه هرجومرج فرو رود. برای کشورهای عربی خلیج فارس، خطر چندلایه است. نخست، تهدید فیزیکی مستقیم مطرح است. ایران بارها اعلام کرده پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه اهداف مشروعی برای حملهاند. حمله ژوئن ۲۰۲۵ به پایگاه هوایی العدید در قطر هرچند تلفات انسانی نداشت، اما هشداری جدی برای رهبران منطقه بود.
کارزاری گستردهتر میتواند زیرساختهای قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و بحرین را در معرض حملات موشکی یا پهپادی قرار دهد. اظهارات مقامهایی چون علی شمخانی نشان میدهد پاسخ احتمالی این بار ممکن است بسیار فراتر از حمله نمادین به العدید باشد.
این تهدید صرفاً نظری نیست. در سال ۲۰۱۹، تأسیسات نفتی عربستان با حملهای منسوب به ایران فلج شد؛ رخدادی که نشان داد زیرساختهای انرژی خلیج فارس آسیبپذیرند. در سناریویی که تهران آن را نبردی وجودی تلقی کند، انگیزه هدف قرار دادن کشورهایی که میزبان نیروهای آمریکایی هستند افزایش خواهد یافت. حتی در غیاب حملات مستقیم، تبعات اقتصادی سنگین خواهد بود. کشورهای خلیج فارس در حال تنوعبخشی به اقتصادهای خود و جذب سرمایه و نیروی متخصص خارجیاند؛ اما سایه جنگ منطقهای میتواند سرمایهگذاران و متخصصان را به خروج وادارد.
نگرانی از موج پناهجویان نیز جدی است. بندرعباس ایران فاصلهای کوتاه تا دبی دارد. فروپاشی اقتصادی یا بیثباتی داخلی در ایران میتواند هزاران نفر را روانه سواحل جنوبی خلیج فارس کند. در کنار اینها، کابوس بزرگ اقتصادی نیز مطرح است: تنگه هرمز. مقامهای ایرانی هشدار دادهاند در صورت جنگ، همه گزینهها از جمله انسداد این گذرگاه حیاتی روی میز است. هرچند بستن کامل تنگه به صادرات نفت ایران به چین نیز لطمه میزند، اما سناریوی «انسداد هوشمند» محتملتر است: رهگیری انتخابی نفتکشهای مرتبط با غرب و تسهیل عبور محمولههای چین؛ الگویی مشابه آنچه حوثیها در دریای سرخ آزمودهاند. حدود یکپنجم نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند. حتی تهدید به اختلال در آن میتواند حق بیمه حملونقل را جهش دهد و قیمت جهانی نفت را بالا ببرد.
چنین سناریویی میتواند شبح تورم را دوباره بر اقتصاد جهانی بیفکند. حمله به زیرساختهای نفتی غیرنظامی با هدف افزایش قیمت نفت و بالا بردن نرخ بهره، عملاً ضربهای مستقیم به وعده اقتصادی دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای خواهد بود. اما خطر بزرگترپیامدی معکوس و طعنهآمیز است: حمله نظامی آمریکا ممکن است تهران را به کنار گذاشتن دکترین رسمی صلحآمیز بودن برنامه هستهای و حرکت بهسوی تسلیحاتیسازی سوق دهد.
چنین تحولی، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را در بدترین وضعیت ممکن یعنی همسایگی با ایرانی انتقامجو، تجدیدنظرطلب و بالقوه هستهای قرار می دهد. این چشمانداز میتواند بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی را بهسمت پیگیری بازدارندگی هستهای مستقل سوق دهد و منطقه را وارد مسابقه تسلیحاتی بیثباتکنندهای کند. همین نگرانی بود که محمد بن سلمان را واداشت استفاده از حریم هوایی عربستان برای حمله به ایران را علناً رد کند. امارات نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد و انور قرقاش خواستار «راهحل دیپلماتیک بلندمدت میان واشنگتن و تهران» شد.
با وجود این ریسکهای آشکار، رویکرد واشنگتن برای بسیاری از ناظران منطقهای گیجکننده است. حتی در شرایطی که ایران در مذاکرات ژنو از آمادگی برای امتیازدهی در پرونده هستهای از جمله تعلیق غنیسازی سخن گفته، ترامپ ظاهراً در پی تسلیم فراگیر تهران است. در همین حال، تقویت نظامی آمریکا ادامه دارد و اضطراب در ریاض، ابوظبی، دوحه، مسقط و بغداد رو به افزایش است. متحدان خلیج فارس واشنگتن برای جنگ هورا نمیکشند؛ آنها تلاش می کنند با تمام توان از وقوع آن جلوگیری کنند. گوش سپردن به این هشدارها، نهتنها به سود منطقه، بلکه به سود خود آمریکا خواهد بود.
گالیپ دالای هشدار داده است پیامدهای فروپاشی یک دولت در ایران میتواند از آنچه خاورمیانه در عراق، سوریه یا یمن تجربه کرده، بسیار فراتر رود؛ چه از منظر بیثباتی، مهاجرت، افراطگرایی و گسترش گروههای مسلح و چه از حیث سرریز منطقهای بحران. به باور او، رهبران منطقه معتقدند ایالات متحده باید به دیپلماسی فرصت واقعی بدهد؛ زیرا گزینه جایگزین، جنگی ویرانگر و چرخهای دیگر از فاجعه و درگیری خواهد بود.
پاسخ ها