سوژه های روز، خبرهای داغ

سوژه های روز، خبرهای داغ

پارس لاین: مقالات آموزنده، خبرهای داغ ایران و جهان، ویدیوهای جذاب و دیدنی را در صفحه ما در آیدت ببینید.
توسط ۳۴ نفر دنبال می شود
 ۹ نفر را دنبال می کند

سریع القلم: فقرا نباید وارد سیاست و اقتصاد شوند!

ادعای محمود سریع‌القلم مبنی بر اینکه رهبران باید از طبقه متوسط به بالا باشند و فقرا عقده‌دارند و عقده‌گشایی می‌کنند، کاملاً بی‌پایه، کلیشه‌ای و تحقیرآمیز است.

خبرگزاری فارس: محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی گفته است: «ریشۀ بسیاری از مشکلات ما حاکم‌بودن طبقۀ ضعیفِ اقتصادی در کشور است. نباید اجازه داد کسی از طبقۀ ضعیف وزیر خارجه یا وزیر اقتصاد کشور شود؛ کسانی که مسئولیت می‌گیرند باید حداقل از طبقۀ متوسطِ اقتصادی باشند. طبقۀ ضعیف به‌دنبال رفع محرومیت‌های گذشتۀ خودشان هستند نه شکوه ایران.»

ادعای محمود سریع‌القلم مبنی بر اینکه رهبران باید صرفاً از طبقه متوسط به بالا باشند و افراد فقیر «عقده‌دار» هستند و به‌محض رسیدن به قدرت «عقده‌گشایی» می‌کنند، کاملاً بی‌پایه، کلیشه‌ای و تحقیرآمیز است. این سخن نه‌تنها با واقعیات تاریخی و تجربیات جهانی در تعارض آشکار قرار دارد، بلکه فقر را به‌غلط عامل کینه‌توزی و انتقام‌جویی می‌داند؛ درحالی‌که تجربه نشان داده است فقر غالباً انسان‌ها را به همدلی عمیق‌تر، استقامت و درک واقعی رنج‌های توده‌های مردم مجهز می‌سازد. در مقابل، ثروت و تعلق به طبقات بالای جامعه گاه موجب انفصال رهبران از واقعیت‌های زندگی مردم و اتخاذ تصمیمات فاجعه‌بار می‌گردد.

برای اثبات این مدعا، در ادامه به بررسی نمونه‌هایی از رهبرانی می‌پردازیم که از خانواده‌های فقیر یا طبقات پایین جامعه برخاسته‌اند، اما کشورهای خود را به اوج قدرت، استقلال، رشد اقتصادی یا عدالت اجتماعی رسانده‌اند. سپس سه نمونه از رؤسای جمهور کشورهای مختلف را ذکر خواهیم کرد که از خانواده‌های مرفه و بانفوذ بودند، لیکن دوره ریاست‌جمهوری‌شان با بحران‌های شدید اقتصادی، سیاسی و فساد گسترده همراه شد.

1. فقرایی که کشورهایشان را به شکوه و اقتدار رساندند

آبراهام لینکلن (ایالات متحده آمریکا):

در یک کلبه چوبی یک‌اتاقه با کف خاکی در کنتاکی به دنیا آمد. پدرش کشاورز فقیر بود، مادرش در ۹ سالگی مرد، خودش تا ۲۱ سالگی فقط یک سال مدرسه رفت و بقیه عمرش با تبر کارگری و شکافتن چوب گذراند. آمریکا را در جنگ داخلی حفظ کرد، برده‌داری را برای همیشه لغو کرد، راه‌آهن سراسری ساخت و آمریکا را از یک کشور در آستانه تجزیه به یک قدرت صنعتی و متحد تبدیل کرد. بدون لینکلن، آمریکا احتمالاً دو یا چند کشور می‌شد.

مهاتما گاندی (هند):

در خانواده‌ای متوسط رو به پایین در ایالت گجرات به دنیا آمد؛ در ۱۳ سالگی ازدواج کرد، در لندن با سختی درس خواند و سال‌ها در آفریقای جنوبی به عنوان وکیل فقیر زندگی کرد. با جنبش عدم خشونت، بزرگ‌ترین امپراتوری تاریخ (بریتانیا) را از هند بیرون کرد. استقلال هند در ۱۹۴۷ الهام‌بخش ده‌ها کشور دیگر برای استقلال شد و هند را از فقر استعماری به بزرگ‌ترین دموکراسی جهان رساند.

نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی):

در روستایی دورافتاده بدون برق و آب لوله‌کشی به دنیا آمد، گوسفند می‌چراند، پدرش در کودکی مرد، در کلبه گِلی زندگی می‌کرد و با سختی درس خواند. بعد از ۲۷ سال زندان، آپارتاید (تبعیض نژادی رسمی) را پایان داد، جنگ داخلی را جلوگیری کرد، انتخابات آزاد برگزار کرد و آفریقای جنوبی را از یک کشور در آستانه جنگ داخلی به کشوری دموکراتیک، متحد و رو به رشد تبدیل کرد.

نارندرا مودی (هند):

در شهر کوچکی در گجرات به دنیا آمد، پدرش ایستگاه چای داشت، خودش از ۸–۹ سالگی با پدر و برادرش چای می‌فروخت، خانه‌شان خیلی کوچک و فقیرانه بود. از ۲۰۱۴ نخست‌وزیر شد؛ فقر را در هند ۲۷۰ میلیون نفر کاهش داد، اقتصاد را به رشد ۷–۸٪ رساند، هند را به سومین اقتصاد بزرگ جهان (از نظر برابری قدرت خرید) تبدیل کرد و به یکی از قدرتمندترین رهبران جهان بدل شد.

لوییز ایناسیو لولا دا سیلوا (برزیل):

در روستایی فقیر به دنیا آمد، یکی از ۸ فرزند، در کلاس دوم مدرسه را ترک کرد، واکس‌زنی و بادام‌زمینی‌فروشی کرد، در کارخانه انگشتش را از دست داد. در دو دوره ریاست‌جمهوری (۲۰۰۳–۲۰۱۰) فقر شدید را بیش از ۵۰٪ کاهش داد، برزیل را به یکی از ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان رساند، برنامه Bolsa Família را راه انداخت که الگوی جهانی شد.

سیمون بولیوار (ونزوئلا، کلمبیا، اکوادور، پرو، بولیوی، پاناما):

پدر و مادرش در کودکی مردند، با عموهایش زندگی کرد که ثروتمند بودند ولی خودش سال‌ها در تبعید و فقر زندگی کرد و ارتش آزادی‌بخش را با پول شخصی ساخت. ۶ کشور را از استعمار اسپانیا آزاد کرد، بزرگ‌ترین اتحاد آمریکای لاتین (گران کلمبیا) را ساخت و آمریکای جنوبی را از سلطه ۳۰۰ ساله اروپا رها کرد.

خوسه موخیکا (اروگوئه):

فرزند کشاورزان ورشکسته، در کودکی گل‌فروشی می‌کرد، خانه‌شان برق نداشت، بعداً چریک شد و ۱۴ سال زندان کشید. در دوره ریاست‌جمهوری (۲۰۱۰–۲۰۱۵) فقر و نابرابری را کاهش داد و ۹۰٪ حقوقش را به فقرا بخشید.

هو چی مین (ویتنام):

در روستایی فقیر زیر استعمار فرانسه به دنیا آمد، پدرش معلم روستایی بود، خودش ظرف‌شویی کشتی و کارگر بندر شد تا دنیا را بگردد. ویتنام را از استعمار فرانسه و اشغال آمریکا آزاد کرد، کشور را متحد کرد و پایه‌های ویتنام امروزی را گذاشت.

2. ثروتمندانی که کشورهایشان را به فلاکت کشاندند

هربرت هوور (آمریکا):

قبل از ریاست‌جمهوری از راه مهندسی معدن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار (قیمت امروز) ثروت جمع کرده بود، یکی از ثروتمندترین کسانی که رئیس‌جمهور شد. در سال ۱۹۲۹ رکود بزرگ (بدترین بحران اقتصادی تاریخ آمریکا تا آن زمان) شروع شد؛ سیاست‌هایش بیکاری را به ۲۵٪ رساند، میلیون‌ها نفر بی‌خانمان شدند، شهرهای زاغه‌نشین به نام «هوورویل» معروف شد.

وارن هاردینگ (آمریکا):

از خانواده مرفه روزنامه‌نگار و پزشک، با ازدواج با دختر بانکدار ثروتمند شد. دولتش پر از فساد بود (رسوایی Teapot Dome یکی از بزرگ‌ترین فسادهای تاریخ آمریکا)، دوستانش اموال دولتی را غارت کردند، اقتصاد بعد از جنگ جهانی اول سقوط کرد.

فردیناند مارکوس (فیلیپین):

از یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین خاندان‌های سیاسی فیلیپین (پدرش سناتور و زمین‌دار بزرگ بود). ۲۰ سال دیکتاتوری کرد، ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار از خزانه دزدید (همسرش ایمِلدا ۳۰۰۰ جفت کفش داشت!)، بیش از ۳۰۰۰ نفر را کشت یا ناپدید کرد، فیلیپین را از کشور رو به رشد به کشور ورشکسته و فاسد تبدیل کرد.

از این نمونه ها صدها مورد دیگر وجود دارد.

سوژه های روز، خبرهای داغ
سوژه های روز، خبرهای داغ پارس لاین: مقالات آموزنده، خبرهای داغ ایران و جهان، ویدیوهای جذاب و دیدنی را در صفحه ما در آیدت ببینید.

شاید خوشتان بیاید

پاسخ ها

نظر خود را درباره این پست بنویسید
منتظر اولین کامنت هستیم!
آیدت: فروش فایل، مقاله نویسی در آیدت، فایل‌های خود را به فروش بگذارید و یا مقالات‌تان را منتشر کنید👋