بعد فهمیدم که پای دختر دیگری درمیان است و «مهرشاد» ادعا کرد با آن دختر ازدواج کرده، اما قصد دارد او را به خاطر مشکلات اخلاقی طلاق بدهد. به او گفتم بدهکاری هایت را پس بده و به دنبال کارت برو! ولی او شبانه با دوستانش به منزل من ریختند و مرا کتک زدند. حالا هم به کلی آشنایی خودش با مرا انکار میکند
وقتی بعد از ازدواج با همسرم دچار اختلاف شدم هیچ گاه به عاقبت طلاق و آسیبهای بعد از آن فکر نکردم به همین خاطر زندگی من دچار فراز و نشیبهای شدیدی شد به گونهای که در سیاهی روزگار میگذراندم و...
به گزارش خراسان، زن ۳۵ سالهای که مدعی بود پای دختر دیگری به زندگی اش باز شده و حالا همسرش او را با کتک کاری از منزل بیرون انداخته است درباره سرگذشت پرفراز و فرودش به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: در سال اول دبیرستان تحصیل میکردم که از چابهار به مشهد مهاجرت کردیم چرا که پدربزرگم مخالف سکونت ما در جنوب کشور بود و اصرار داشت در کنار یکدیگر زندگی کنیم.
هنوز یک ماه بیشتر از ورودمان به مشهد نگذشته بود که پسر عمه ام به خواستگاری ام آمد. او ۹ سال از من بزرگتر بود، اما من به خواست پدرم و در حالی که ۱۵ سال بیشتر نداشتم پای سفره عقد نشستم. به خاطر آن که هیچ گونه آگاهی از زندگی زناشویی نداشتم خیلی زود باردار شدم و روز بعد از جشن عروسی دخترم را به دنیا آوردم به طوری که همین موضوع به اختلافات شدیدی بین من و پدرم منجر شد.
از سوی دیگر نیز همسرم مردی پرخاشگر بود و مدام مرا کتک میزد یا با الفاظ رکیک تحقیرم میکرد. آن زمان در منزل مادرشوهرم زندگی میکردیم که تازه فهمیدم «قدرت» به تریاک و مصرف قرصهای مخدردار اعتیاد دارد. با آن که پسرم را باردار بودم چند بار تلاش کردم تا اعتیادش را ترک کند به همین دلیل برای تامین هزینهها پای چرخ خیاطی مینشستم تا برای تامین مخارج زندگی دچار مشکل نشویم چرا که همسرم کارگر بنایی بود و نمیتوانست هزینههای ترک اعتیادش را بپردازد. اما باز هم تلاش هایم بی فایده بود و ترک اعتیاد او بیشتر از یک ماه دوام نمیآورد و از طرف دیگر به خاطر خیاطی در دوران بارداری پاهای نوزادم دچار مشکل شد که دو سال زیر نظر پزشک بود و چند عمل جراحی برای بهبودی نقص جسمانی او انجام شد.
دیگر تألمات روحی بر مشکلات خانوادگی و اقتصادی ام افزوده شد به همین دلیل به کارگری در منازل مردم مشغول شدم، اما همسرم برای آن که خجالت نکشد نزد اطرافیان وانمود میکرد منشی یک شرکت مهندسی شده ام. دیگر همسرم از صبح تا شب به مصرف مواد مخدر مشغول بود و نمیتوانست کار کند. زندگی بی سر و سامانم نه تنها هر روز آشفتهتر میشد بلکه خانواده همسرم به من تهمت میزدند که با مردان نامحرم در شرکت ارتباط دارم در حالی که من اصلا در شرکت کار نمیکردم.
چند بار با حالت قهر به منزل پدرم رفتم، اما هر بار با وساطت بزرگ ترها به زندگیام بازگشتم تا این که یک بار وقتی فهمیدم قصد معتاد کردن مرا دارد و مقداری موادمخدر درون چای من ریخته است با او به مشاجره پرداختم که در نهایت مرا به شدت کتک زد و حدود یک هفته در خانه زندانی ام کرد این بار وقتی موفق به فرار شدم به منزل پدرم رفتم، اما این بار قصد بازگشت به خانه ام را نداشتم به همین دلیل منزلی را در نزدیکی خانه پدرم اجاره کردم و در یک کارگاه خیاطی مشغول کار شدم.
بالاخره چند ماه بعد «قدرت» حاضر شد به شرط دریافت مبالغی از من و گذشت از مهریه و فرزندانم مرا طلاق بدهد. من هم پس اندازها وپول رهن خانه ام را به او دادم و به طور توافقی جدا شدیم. چند سال در کارگاه خیاطی کار میکردم و شبها را نیز در محل کارم میخوابیدم، اما وقتی صاحب کارم تصمیم گرفت به خاطر خواب در کارگاه از حقوقم کسر کند از آن جا بیرون آمدم و منزل کوچکی را در حاشیه شهر اجاره کردم. بعد از آن به کار خدماتی در یک هتل مشغول شدم و شبها را نیز در منزل خیاطی میکردم تا این که اوضاع مالی ام بهتر شد، اما از تنهایی رنج میبردم.
خلاصه اواخر سال ۹۷ بود که با متصدی یک فروشگاه خدمات تلفن همراه آشنا شدم و چند ماه بعد به عقد موقت او در آمدم. «مهرشاد» مجرد بود و قرار شد به مدت پنج سال در عقد او باشم. دیگر تا بعدازظهر در هتل کار میکردم و بعدازظهرها نیز در امور خدماتی تلفن همراه برای همسرم فعالیت داشتم و چندین میلیون تومان هم به او کمک مالی کردم، ولی بعد از گذشت چند ماه دیگر پاسخ تلفن هایم را نداد و به دیدارم نیامد. او مدعی بود اتفاق بدی برایش افتاده و من باید مدتی صبر کنم.
خلاصه چهار ماه بعد فهمیدم که پای دختر دیگری درمیان است و «مهرشاد» ادعا کرد با آن دختر ازدواج کرده، اما قصد دارد او را به خاطر مشکلات اخلاقی طلاق بدهد. به او گفتم بدهکاری هایت را پس بده و به دنبال کارت برو! ولی او شبانه با دوستانش به منزل من ریختند و مرا کتک زدند. حالا هم به کلی آشنایی خودش با مرا انکار میکند و...
شایان ذکر است به دستور سرهنگ محسن باقی زاده حکاک (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) رسیدگی به شکایت این زن در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری آغاز شد.
پاسخ ها