دخترک کبریت فروش

دخترک کبریت فروش

کمی قشنگی های دنیام، از خونه، دانشگاه و کار و سرگرمی هام

اجرای ناقص پروژه ملی فیبر نوری در ایران

اجرای ناقص پروژه ملی فیبرنوری در ایران



فیبرنوری،اخبار تکنولوژی،خبرهای تکنولوژی

پروژه ملی فیبرنوری در ایران سال‌هاست که به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی تحول دیجیتال معرفی می‌شود؛ طرحی که قرار بود زیرساخت ارتباطی کشور را از مدار فرسوده سیم‌های مسی خارج کرده و آن را به بزرگراهی از فیبرهای نور متصل کند.

روزنامه جهان‌ صنعت نوشت: پروژه ملی فیبرنوری در ایران سال‌هاست که به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی تحول دیجیتال معرفی می‌شود؛ طرحی که قرار بود زیرساخت ارتباطی کشور را از مدار فرسوده سیم‌های مسی خارج کرده و آن را به بزرگراهی از فیبرهای نور متصل کند. در اسناد بالادستی وزارت ارتباطات این پروژه یک «الزام» برای توسعه پایدار معرفی شده است اما آنچه امروز در میدان اجرا دیده می‌شود، فاصله‌ای معنادار میان آرمان و واقعیت را آشکار می‌کند؛ فاصله‌ای که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به سیاست‌های کلان حوزه ارتباطات را تضعیف کند.

 

در سطح نظری، حرکت از شبکه‌های مبتنی بر مس به فیبرنوری، گامی طبیعی در سیر تحول فناوری ارتباطات است. در بسیاری از کشورها این گذار سال‌ها پیش آغاز شده و امروز به ثمر نشسته است. به‌عنوان مثال کشورهایی مانند کره‌جنوبی و ژاپن با سرمایه‌گذاری هدفمند و سیاستگذاری منسجم توانسته‌اند ضریب نفوذ فیبرنوری را به سطحی برسانند که اینترنت پرسرعت خانگی به یک استاندارد عمومی تبدیل شود. در اروپا نیز کشورهایی مانند اسپانیا با برنامه‌های ملی مشخص، همزمان با توسعه شبکه، حمایت‌های تعرفه‌ای و تسهیلاتی برای خانوارها در نظر گرفته‌اند تا هزینه‌گذار به فناوری جدید به مانعی برای پذیرش عمومی تبدیل نشود. در ایران اما مساله صرفا «اصل پروژه» نیست بلکه «چگونگی اجرا» بوده که به کانون انتقادها بدل شده است. پروژه‌ای که قرار بود با شفافیت، برنامه‌ریزی دقیق و اطلاع‌رسانی منسجم پیش برود، اکنون در نگاه بخشی از مشترکان، طرحی نیمه‌شفاف و پرابهام جلوه می‌کند. یکی از مهم‌ترین گلایه‌ها، نبود پوشش شبکه در برخی محله‌ها و طولانی شدن فرآیند نصب است. شهروندانی که ثبت‌نام و آمادگی خود را اعلام کرده‌اند هنوز نمی‌دانند چه زمانی نوبت نصب آنها فرا می‌رسد. این بلاتکلیفی یک مساله مدیریتی است. در پروژه‌های زیرساختی گسترده، «مدیریت انتظار» به اندازه خود اجرا اهمیت دارد. وقتی زمان‌بندی‌ها اعلام نمی‌شود یا مرتب تغییر می‌کند، بی‌اعتمادی به‌تدریج شکل می‌گیرد.

 

از سوی دیگر جمع‌آوری تدریجی خطوط قدیمی سیم‌مسی و جایگزینی آنها با فیبر، پرسشی جدی برای بخشی از مشترکان تلفن ثابت ایجاد کرده است: چرا برای داشتن یک خط ساده تلفن باید تجهیزات جدید تهیه کرد؟ در نگاه سیاستگذار این گذار اجتناب‌ناپذیر بوده چراکه نگهداری شبکه‌های قدیمی هزینه‌بر و ناکارآمد است اما در نگاه شهروندی که صرفا به یک خط تلفن پایدار نیاز دارد، این تغییر به‌معنای تحمیل هزینه‌ای تازه است. این شکاف در درک، اگر با توضیح شفاف و اقناع عمومی همراه نشود، به مقاومت اجتماعی می‌انجامد. همچنین موضوع هزینه‌ها، یکی از حساس‌ترین نقاط این پروژه است. کاربران نه‌تنها باید بسته‌های اینترنت را خریداری کنند بلکه ملزم به تهیه مودم‌های سازگار با فیبرنوری نیز هستند. در شرایطی که فشار اقتصادی بر خانوارها قابل انکار نیست، هزینه مودم و تجهیزات جانبی می‌تواند برای برخی خانواده‌ها قابل‌توجه باشد. اینجاست که پرسش از عدالت دسترسی مطرح می‌شود: آیا توسعه زیرساخت باید به بهای افزایش شکاف دیجیتال تمام شود؟ اگر خانواده‌ای توان پرداخت هزینه اولیه تجهیزات را نداشته باشد، عملا از دسترسی به شبکه‌ای که قرار است زیرساخت آینده کشور باشد، محروم می‌ماند.

 

در تجربه برخی کشورها برای حل این چالش یارانه‌های هدفمند یا طرح‌های اقساطی در نظر گرفته شده است. حتی در برخی موارد اپراتورها موظف شده‌اند مودم را به‌صورت امانی در اختیار مشترک قرار دهند. در ایران اگرچه برخی اپراتورها طرح‌های اقساطی ارائه کرده‌اند اما این سیاست‌ها فراگیر و نظام‌مند نیست. نبود یک چارچوب واحد حمایتی باعث شده هر اپراتور بنا بر صلاحدید خود عمل کند؛ امری که به ناهمگونی در تجربه کاربران منجر شده است اما شاید مهم‌ترین محور انتقادها، به کیفیت واقعی خدمات بازمی‌گردد. برخی کاربران از تفاوت میان سرعت‌های اعلامی و سرعت‌های واقعی گلایه دارند. این شکاف به تبلیغات و وعده‌های رسمی مربوط می‌شود. وقتی سرعت‌های چندصد مگابیتی در تبلیغات برجسته می‌شود اما کاربر در عمل با سرعتی بسیار کمتر مواجه بوده، این تصور شکل می‌گیرد که بزرگ‌نمایی صورت گرفته است. البته باید توجه داشت که سرعت اینترنت در شبکه‌های خانگی به عوامل متعددی وابسته است؛ از کیفیت مودم گرفته تا نحوه توزیع وای‌فای در منزل. با این حال وظیفه اطلاع‌رسانی دقیق درباره این محدودیت‌ها برعهده اپراتورها و نهادهای تنظیم‌گر است.

 

نوسان سرعت وای‌فای در داخل منزل نیز از دیگر مواردی است که کاربران مطرح کرده‌اند. در بسیاری از موارد مشکل نه در خود فیبر بلکه در تجهیزات داخلی یا چیدمان شبکه خانگی است اما از نگاه کاربر نهایی، این تمایز چندان معنا ندارد. او سرویسی خریده که انتظار دارد پایدار و سریع باشد. اینجاست که اهمیت آموزش و پشتیبانی فنی برجسته می‌شود. اگر اپراتورها صرفا به نصب اولیه بسنده کنند و راهنمایی کافی درباره بهینه‌سازی شبکه داخلی ارائه ندهند، نارضایتی‌ها تداوم خواهد یافت.

 

از طرفی مساله قطعی اینترنت همزمان با قطع برق نیز چالش دیگری است. برخلاف برخی شبکه‌های قدیمی که تا حدی از مرکز تغذیه می‌شدند، تجهیزات فیبر در منزل نیازمند برق هستند. در شرایطی که قطعی برق در برخی مناطق رخ می‌دهد، اینترنت نیز همزمان قطع می‌شود. این موضوع به‌ویژه برای کسب‌وکارهای خانگی و دورکاران مشکل‌ساز است. راه‌حل‌هایی مانند استفاده از منبع تغذیه پشتیبان (UPS) وجود دارد اما این نیز به معنای هزینه‌ای دیگر برای کاربر است. در اینجا باز هم مساله به طراحی سیاست‌های حمایتی بازمی‌گردد. پاسخگویی ناکافی اپراتورها به درخواست‌های پشتیبانی، بعد دیگری از انتقادات را شکل داده است. توسعه زیرساخت بدون تقویت همزمان نظام پشتیبانی، تجربه کاربری را مخدوش می‌کند. در پروژه‌ای با این گستردگی، حجم تماس‌ها و درخواست‌ها افزایش می‌یابد و اگر اپراتورها از پیش برای این افزایش آماده نباشند، صف‌های طولانی پاسخگویی و نارضایتی گسترده شکل می‌گیرد. کیفیت خدمات پس از فروش، به اندازه خود فناوری اهمیت دارد.

 

با این همه نباید از اهمیت راهبردی پروژه ملی فیبرنوری غافل شد. در جهانی که اقتصاد دیجیتال سهم فزاینده‌ای از تولید ناخالص داخلی کشورها را تشکیل می‌دهد، زیرساخت ارتباطی پرسرعت یک مزیت رقابتی محسوب می‌شود. آموزش آنلاین، سلامت دیجیتال، خدمات دولت الکترونیک و کسب‌وکارهای مبتنی بر داده، همگی به پهنای باند پایدار و پرظرفیت نیاز دارند. اگر ایران بخواهد در این عرصه‌ها رقابت کند، گریزی از توسعه فیبرنوری ندارد. پرسش اصلی اما این است که چگونه می‌توان این گذار را با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین رضایت عمومی مدیریت کرد. پاسخ شاید در سه محور خلاصه شود: «شفافیت، عدالت و کیفیت.» شفافیت در اعلام برنامه زمان‌بندی پوشش، هزینه‌ها و تعهدات خدماتی؛ عدالت در طراحی سازوکارهای حمایتی برای اقشار کم‌درآمد و کیفیت در تضمین سرعت، پایداری و پشتیبانی موثر. بدون این سه مولفه، پروژه‌ای که قرار بود نماد پیشرفت باشد، به نمادی از نارضایتی بدل خواهد شود بنابراین پروژه ملی فیبرنوری یک آزمون حکمرانی در حوزه فناوری است. این پروژه نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت تنها به کابل‌کشی و حفاری محدود نمی‌شود بلکه به مدیریت ارتباط با شهروندان، پاسخگویی و درک واقعیت‌های اقتصادی جامعه نیز وابسته است. اگر سیاستگذاران بتوانند از انتقادها به‌عنوان فرصتی برای اصلاح و بهبود استفاده کنند، فیبرنوری می‌تواند به سکوی پرتاب اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شود اما اگر این صداها نادیده گرفته شوند، شکاف میان وعده و واقعیت عمیق‌تر خواهد شد؛ شکافی که ترمیم آن به‌مراتب دشوارتر از نصب چند کیلومتر فیبر در زیر خیابان‌هاست.

 

 

دخترک کبریت فروش
دخترک کبریت فروش کمی قشنگی های دنیام، از خونه، دانشگاه و کار و سرگرمی هام

شاید خوشتان بیاید

پاسخ ها

نظر خود را درباره این پست بنویسید
منتظر اولین کامنت هستیم!
آیدت: فروش فایل، مقاله نویسی در آیدت، فایل‌های خود را به فروش بگذارید و یا مقالات‌تان را منتشر کنید👋