۲۴ ساله هستم و همیشه از اینکه «آن پایین» چطور به نظر میرسیدم، خجالت میکشیدم. این خجالت به اندازهای نبود که از رابطه جنسی منصرفم کند و هیچوقت هم شکایتی نداشتم، اما همیشه در ذهنم بود که لابیاهایم بزرگتر هستند. قبلاً جراحی زیبایی روی گوشهایم انجام داده بودم که خوب پیش رفته بود و فکر میکردم لابیاپلاستی میتواند اعتماد به نفسم را هم افزایش دهد.
بنابراین، دو ماه پیش، تحت عمل جراحی قرار گرفتم و فقط به یکی از دوستانم گفتم. خودم به بیمارستان میرفتم و برمیگشتم و به رئیسم گفتم که در تعطیلات هستم. فوراً فهمیدم که چیزی درست نیست. به جای کوچک شدن، مشخص بود که لابیاهایم کاملاً برداشته شدهاند. آن هفته اول بدترین هفته زندگیام بود. چندین بار در روز گریه میکردم و حتی به خودکشی فکر میکردم. عظمت تصمیمم برایم آشکار شد - به سختی میتوانستم راه بروم و حتی نشستن هم برایم سخت بود. نمیتوانستم با گفتن این موضوع به دوستم کنار بیایم: اعتراف به آنچه اتفاق افتاده بود با صدای بلند، بیش از حد احساس میشد.
تحقیقات من نشان داد که حدود ۹۵٪ از این عمل رضایت دارند، پس چرا باید مال من بد عمل کرده باشد؟ این عمل روی میل جنسی من تأثیری نداشته، اما بعد از عمل احساس کردم که مقداری از زنانگیام را از دست دادهام. حالا، فکر رابطه جنسی من را وحشتزده میکند؛ دیدن ترحم در چشمان کسی که به او میگویم این کار را با خودم کردهام.
من قبلاً به طور اتفاقی با کسی قرار میگذاشتم، اما این غیرممکن به نظر میرسد. من هرگز رابطه جدی نداشتهام و حالا احساس میکنم هرگز هم نخواهم داشت. کاش میتوانستم زمان را به عقب برگردانم.
پاسخ ها