
این پژوهش سهم ژنتیک در طول عمر انسان را دو برابر بیشتر از قبل برآورد کرده است.
پژوهش تازهای نشان میدهد ژنتیک حدود ۵۰ درصد طول عمر انسان را تعیین میکند. این برآورد تازه، سهم وراثت در طول عمر را بیش از دو برابر برآوردهای پیشین اعلام کرده و پرسشهای مهمی درباره نقش سبکزندگی و محیط مطرح میکند.
به گزارش لایو ساینس، تیمی بهسرپرستی «یوریس دیلن»، ژنتیکشناس دانشگاه لیدن، مدل ریاضی تازهای طراحی کرده که عوامل بیرونی اثرگذار بر ریسک مرگ مانند تصادف و برخی عفونتهای قابلدرمان را از محاسبه حذف میکند. پژوهشگران دادههای چند گروه بزرگ از دوقلوها در سوئد، دانمارک و آمریکا را وارد این مدل کردند و در هر سه مجموعه داده، نقش وراثت در طول عمر حدود ۵۰ درصد برآورد شد. نتایج این تحقیق در ژورنال Science منتشر شده است.
پژوهشگران برای سنجش نقش وراثت در طول عمر، همبستگی بین طول عمر و ژنتیک را در هر جفت دوقلوها بررسی و سپس این الگوها را بین هزاران جفت دوقلو مقایسه کردند. DNA دوقلوهای همسان تقریباً بهطور کامل مشترک است و برای دوقلوهای غیرهمسان این مقدار ۵۰ درصد است. دیلن توضیح میدهد وقتی یک ویژگی بهشدت ژنتیکی باشد، شباهت دوقلوهای همسان بسیار بیشتر از دوقلوهای غیرهمسان میشود.
برآوردهای کلاسیک، نقش وراثت در طول عمر انسان را بین ۶ تا ۲۵ درصد گزارش کرده بود. این عدد نشان میداد ژنتیک نقش محدودی در طول عمر دارد.
مشاهدات از خانوادههای بسیار سالمند و نقش ژنتیک در بیماریهای وابسته به سن مانند بیماریهای قلبی، دیلن و همکارانش را به این فرض رساند که سهم ژنتیک در طول عمر احتمالاً باید بیشتر از برآوردهای قبلی باشد. چالش اصلی، جدا کردن مرگهای ناشی از عوامل ژنتیکی مانند بیماریهای وابسته به سن و سرعت تضعیف جسمانی، از مرگهای ناشی از عوامل بیرونی مانند تصادف و عفونت بود.

«لوک پیلینگ»، ژنتیکشناس دانشگاه اکستر که در این پژوهش حضور نداشته، میگوید در مطالعات قبلی طول عمر، پژوهشگران معمولاً از شاخص «مرگومیر به هر دلیلی» استفاده میکردند. در این رویکرد فقط سن مرگ ثبت میشد و علت مرگ اغلب در دسترس نبود. بهگفته او، مدل تازه تلاش میکند این کاستی را با درنظرگرفتن اثر ریاضیاتی عوامل بیرونی جبران کند.
تیم دیلن که شامل ژنتیکشناسان، پزشکان و متخصصان آمار بود، مدلی طراحی کرد که سهم عوامل بیرونی را حتی زمانیکه علت مرگ ثبت نشده بود، بهطور آماری برآورد میکرد. دادههای این تحقیق شامل دوقلوهایی بود که بین سالهای ۱۸۷۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بهدنیا آمده بودند.
پیلینگ توضیح میدهد در مجموعه دوقلوهای سوئدی متولد ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۵ میلادی، پژوهشگران توانستند تحلیل جالبی بهتفکیک دهه انجام دهند. دوقلوهای متولد ۱۹۰۰ در معرض عفونتهای بسیار بیشتری نسبت به متولدین دهه ۱۹۳۰ قرار داشتند، چون مرگومیر ناشی از عوامل بیرونی در آن دوره بهتدریج کاهش یافته بود.
در برآوردهای کلاسیک، انتظار میرود اثر وراثت بر طول عمر در طول دوره زمانی افزایش یابد، زیرا با کاهش مرگهای محیطی، نقش ژنتیک در محاسبات پررنگتر میشود. این روند نشان میدهد عوامل محیطی احتمالاً بر برآوردهای قبلی تأثیر گذاشتهاند. مدل تازه اما عددی نسبتاً ثابت نزدیک به ۵۰ درصد برای نقش وراثت بر طول عمر ارائه میدهد که از این عوامل بیرونی جدا است.
دیلن میگوید مانند هر مدل آماری، این رویکرد هم محدودیتهایی دارد. بهترین حالت این بود که مجموعهای از دادهها در اختیار باشد که علت دقیق مرگ را ثبت کرده و بتوان هر مورد را مستقیماً بهعنوان عامل درونی یا بیرونی طبقهبندی کرد. چنین دادهای برای دورههای تاریخی مورد مطالعه وجود ندارد و پژوهشگران ناچار به مدلسازی آماری این بخش شدند.
محدودیت دیگر این است که مدل فعلی عمدتاً روی افراد با تبار اروپای شمالی آزمایش شده است. کمبود دادههای مشابه از دیگر مناطق جهان، تعمیمپذیری نتایج را محدود میکند. محققان میگویند هنوز روشن نیست این اثر ۵۰ درصدی ویژگی خاص کشورهای شمال اروپا است یا در دیگر نقاط جهان هم دیده میشود.
پیلینگ میگوید ثبت الکترونیکی و دقیقتر دادههای سلامت در دهههای اخیر میتواند در آینده به پاسخ این پرسش کمک کند. او تأکید میکند که درصورت دسترسی به دادههای گستردهتر از جمعیتهای متنوع، میتوان مدل را روی گروههای مختلف آزمایش کرد و دید آیا اثر ژنتیک بر طول عمر در فرهنگها و محیطهای گوناگون مشابه است یا نه.
پاسخ ها