زوجی به خاطر رابطه عاشقانه مرد قبل از ازدواج درخواست طلاق کردند.
اعتمادآنلاین: زوجی به خاطر رابطه عاشقانه مرد قبل از ازدواج درخواست طلاق کردند.

همه چیز از یک مهمانی شروع شد، مهمانیای که رویا و آرش را به بنبست در یک رابطه عاشقانه رساند. رویا برای اعتمادآنلاین از آن شب و علت طلاق میگوید.
برادر یکی از همسایهها بود. یک روز آمد و گفت به پدر و مادرت بگو میخواهیم به خواستگاری بیاییم. من هم خیلی تنها بودم و قبول کردم.
بعد از دانشگاه دیگر به شهر خودمان نرفتم، در تهران زندگی و کار میکردم. مستاجر بودم و تنها در یک خانه کوچک زندگی میکردم. فریبا زن همسایه به من گفت برادرش از من خوشش آمده و میخواهند به خواستگاری بیایند.
بله پدرم گفت، تو زن مستقلی هستی اگر خودت پسندیدهای و آدم خوبی است من هم حرفی ندارم.
ما با هم خوب بودیم. همدیگر را دوست داشتیم. آرش هم میگفت مرا دوست دارد ولی خب کارهایی کرد که دیگر نشد ادامه بدهیم.
یک روز خواهر آرش ما را برای تولد دعوت کرد. او هم تازه ازدواج کرده بود. آنجا دختری به نام لاله را دیدم. او از من پرسید با آرش راحتی؟ حالت خوب است؟ گفتم چرا میپرسی، گفت قبلاً دوستپسر من بود و ما با هم خوب نبودیم! من از تعجب شاخ درآوردم. واقعاً در موقعیتی بودم که دیگر نمیتوانستم حرف بزنم. در خانه دربارهاش با آرش حرف زدم و فهمیدم آنها مدتی نامزد بودهاند.
من دیگر نتوانستم به آرش اعتماد کنم. مطمئنم مسائل دیگری هست که به من نمیگوید.
درست میگوید، من همیشه فکر میکنم دروغ میگوید.
بله من هم اذیت میشوم ولی مسبب این ماجرا آرش است.
گوشیاش را چک میکنم، رفتوآمدهایش را کنترل میکنم، حتی لباسهایش را میگردم. تابهحال چیزی پیدا نکردهام.
من کسی نیستم که دروغ گفته است.
نظری ندارد، آنها همه چیز را بر عهده من گذاشتهاند.
بله. میگوید خسته شده. اصلاً او گفت بیا طلاق بگیریم. من میدانم حتماً کسی را زیر سر دارد و من مانع هستم.
پاسخ ها