«دولت صدای فقرا و اعتراضات آنان را شنید»؛ این تیتری است که امروز روزنامه سازندگی (نزدیک به حزب کارگزاران سازندگی) در توصیف ماجرای کالابرگهای یکمیلیونتومانی زده است.
برترینها: «دولت صدای فقرا و اعتراضات آنان را شنید»؛ این تیتری است که امروز روزنامه سازندگی (نزدیک به حزب کارگزاران سازندگی) در توصیف ماجرای کالابرگهای یکمیلیونتومانی زده است. سازندگی چنین نتیجه گرفته که اعتراضات این روزها در نقاط مختلف ایران، صرفاً ریشه اقتصادی دارد و کالابرگ یکمیلیونتومانی که از ۲۰ دیماه به همه ایرانیها پرداخت خواهد شد، در واقع واکنش دولت به این اعتراضات است.

اما نکته عجیب دقیقاً از همینجا آغاز میشود. تقریباً اکثر تحلیلگران منصف، بر اساس آنچه از شعارها، جغرافیای اعتراضات و ترکیب معترضان دیده میشود، معتقدند این اعتراضات صرفاً معیشتی و اقتصادی نیست. با این حال، چرا عدهای بهویژه اصلاحطلبان اصرار دارند ریشه این اعتراضات را به مسائل اقتصادی و معیشتی تقلیل دهند؟
وقتی روزنامهای مانند سازندگی چنین مینویسد، این پرسش جدی مطرح میشود که نیت آن چیست؟ آیا واقعاً از آنچه در متن اعتراضات میگذرد بیخبرند، یا آگاهانه در حال سادهسازی و تقلیل یک پدیده پیچیدهاند؟ به نظر میرسد بخش قابلتوجهی از اصلاحطلبان، سمپاتی چندانی با اعتراضات شکلگرفته در شهرهای کوچک یا با شعارهای ایجابی ندارند. آنان شاید با اعتراضات ۱۴۰۱ که بیشتر جنس اصلاحطلبانه داشت و با دغدغههای فمینیستی و مطالبات فرهنگی و هویتی گره خورده بود احساس همدلی بیشتری میکردند.
کما اینکه به اعتقاد برخی، اعتراضات اینبار جامعتر، گستردهتر و متکثرتر است و طیفهای وسیعتر و متنوعتری از جامعه را دربرمیگیرد. اما این اعتراضات در تهران، بهویژه در محلات بالادست، جلوه و نمود کمتری دارد؛ و همین امر باعث میشود برای برخی طیفهای اصلاحطلب چندان مطلوب یا قابل شناسایی نباشد. شاید بتوان گفت این وضعیت تا حدی و فقط تا حدی به اعتراضات سال ۹۸ شباهت دارد. آن اعتراضات در واکنش مستقیم به افزایش قیمت بنزین شکل گرفت، اما این یکی شاید در واکنش به «همهچیز» است؛ از اقتصاد و معیشت گرفته تا احساس بیعدالتی، نادیدهگرفتهشدن و انسداد افقهای اجتماعی.

از همینرو، این نگاه تقلیلگرایانه روزنامه سازندگی بسیار عجیب و محل تأمل است. هممیهن نیز در شماره امروز خود، به قلم محمدحسین شریفزادگان، وزیر رفاه دولت خاتمی، یادداشتی با تیتر «اعتراض تهیدستان و ریزش طبقه متوسط» منتشر کرده است که آن هم اعتراضات اخیر را صرفاً اقتصادی میبیند.
در این یادداشت، به رشد اقتصادی بالای سالهای پایانی حکومت پهلوی اشاره شده، از وضعیت افسارگسیخته تورم در سالهای اخیر سخن رفته و از همافزایی قریبالوقوع طبقه متوسط و طبقه فرودست گفته شده است. با این حال، این تحلیل نیز نگاهی تقلیلگرایانه به اعتراضات این روزها دارد. تقلیل ریشه ماجرا به عامل اقتصاد، شاید در ظاهر از مهیببودن آن بکاهد، اما در واقع چیزی از عمق و پیچیدگی بحران کم نمیکند؛ بلکه صرفاً آن را به شکلی سادهشده و قابلمدیریت برای روایتهای رسمی و جناحی تبدیل میکند.
نادیدهگرفتن وجوه غیرمعیشتی این اعتراضات، نهتنها به فهم دقیق آن کمکی نمیکند، بلکه خطر تکرار خطاهای تحلیلی گذشته را نیز در پی دارد.
پاسخ ها