
نزدیک به 16 درصد از آب شرب کشور به دلیل فرسودگی لولهها در شبکه آبرسانی هدر میرود
ایران یکی از سختترین دورههای خشکسالی تاریخ خود را میگذراند و وارد پنجمین سال متوالی خشکسالی شده است. ما آب به اندازه کافی نداریم و آنچه داریم هم در حال هدر رفتن است. ما قدر آبی را که داریم، نمیدانیم.
باید توجه داشت که چهار مصرفکننده اصلی آب در کشور شامل بخشهای کشاورزی، صنعت، محیط زیست و شرب هستند که در این میان، کشاورزی پرمصرفترین بخش است و پس از آن شرب، محیط زیست و در نهایت صنعت قرار دارند.
آمارها درباره میزان هدررفت آب در ایران، در بخشهای کشاورزی و آب شرب که مهمترین مصرفکنندگان این مایه حیات هستند، اگرچه متفاوت و گاه متناقض، اما با هر نگاهی وحشتناک و به شدت نگرانکننده است. این آمارها نشان میدهد که بخش مهمی از اتلاف منابع آبی، به شبکههای انتقال مربوط است.
بر اساس گزارشی، میزان مصرف آب در بخش کشاورزی 80 میلیارد متر مکعب اعلام شده که این رقم در افق برنامه هفتم توسعه باید به 65 میلیارد متر مکعب کاهش یابد. در بخش آب شرب نیز مصرف حدود 9 میلیارد متر مربعی اعلام شده است.
بر اساس برآوردهای انجامشده در سطح شبکههای توزیع آب کشاورزی که شامل کانالهای روباز انتقال میشود، 15 تا 20 درصد حجم آب تخصیصی پیش از رسیدن به مزارع دچار تبخیر و نشت میشود. اما در فصولی که با گرمای شدید مواجه هستیم نزدیک به نیمی از آب در مسیر انتقال به مزارع کشاورزی از طریق کانالهای سنتی از بین میرود.

موضوع این است که سهم بخش کشاورزی در مصرف آب در ایران بسیار بالاست. هرچند در این زمینه هم توافق و رقم دقیقی وجود ندارد.
پروفسور «هوشنگ قمرنیا»، استاد تمام گروه مهندسی آب دانشگاه رازی کرمانشاه در مورد شاخص بهرهکشی از منابع آب در کشور میگوید:
شاخص بهرهکشی از منابع آب در کشور ما بسیار بالا و در حد بهرهکشی سنگین است، در کشور ما بر اساس نظرات کارشناسان وزارت نیرو (۹۰ درصد) و وزارت جهاد کشاورزی (۷۵ درصد) از آب شیرین قابلدسترس در فعالیتهای کشاورزی مورداستفاده قرار میگیرد که هر دو مقدار از میانگین جهانی بسیار بیشتر است.
اما در سطح آب شرب نیز وضعیت ناامیدکننده است.
نظرهای مختلفی در مورد میزان هدررفت آب شرب در کشور وجود دارد. اما میتوان با ملاحظه و در نظر گرفتن همه نظرات، میزان هدررفت در این بخش را حدود 32 درصد در نظر گرفت. این عدد زمانی ترسناکتر میشود که بدانیم طبق استانداردهای جهانی، میزان هدررفت آب در کشورهای توسعهیافته معمولاً ۱۰ تا ۱۵ درصد است.
یکی از مهمترین عوامل هدر رفت در بخش آب شرب نیز فرسودگی شبکه انتقال و توزیع آب است که به گفته قمرنیا، این هدر رفت معادل مصرف سالانه بیش از 17 میلیون نفر است.
به گفته این استاد دانشگاه، وجود نشتی در حدود ۴۰ درصدی در اثر فرسودگی تأسیسات تأمین، انتقال و توزیع آب از جمله مشکلات عدیده در کاهش بهرهوری آب در کشور است.
بررسیها نشان میدهد که فرسودگی زیرساختها در شبکه توزیع و انتقال، باعث شده تا نزدیک به یکسوم آب تصفیهشده کشور، هرگز به دست مصرفکننده نرسد و در اصطلاح فنی «بدون درآمد» باقی بماند.
برای درک عمق بحران، ابتدا باید بدانیم آبی که در بیلان کاری شرکتهای آب و فاضلاب «گم» میشود، دقیقاً کجا میرود. بر اساس گزارشهای منتشر شده، میزان آب بدون درآمد (Non-Revenue Water) در ایران حدود ۳۲ درصد برآورد شده است. این شاخص طبق استانداردهای بینالمللی و گزارشهای داخلی به سه دسته اصلی تقسیم «هدررفت فیزیکی یا واقعی»، «هدررفت ظاهری» و «مصارف مجاز بدون درآمد» تقسیم میشود.
مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور میزان هدررفت ظاهری و هدررفت واقعی شبکههای آبرسانی را به ترتیب 15.4 و 14.9 درصد (از کل حدود 32 درصد) اعلام کرده است.
بنابراین حتی اگر دزدی آب و خطای کنتور را نادیده بگیریم، حدود ۱۶ درصد از کل آب شرب کشور مستقیماً به دلیل فرسودگی شبکه انتقال و توزیع در دل خاک فرو میرود.

هدررفت آب در شبکه توزیع و انتقال تحت تأثیر چندین عامل قرار دارد. بسیاری از لولههای توزیع آب در شهرها و روستاها قدیمی و فرسوده هستند. ترکها و شکستگیهای این لولهها منجر به نشت آب و هدررفت آن میشود. همچنین در برخی مناطق، زیرساختهای آبرسانی بهروز نشده و هنوز سیستمهای قدیمی استفاده میشوند. این موضوع موجب میشود تا بخش عمدهای از آب بهطور مستقیم هدر رود. علاوه بر این فقدان برنامهریزی دقیق و عدم نظارت کافی بر مصرف آب در بخشهای مختلف، هدررفت آب را افزایش میدهد.
فرسودگی لولهها در ایران تنها به معنای سوراخ شدن آنها نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن مقاومت مکانیکی لوله در برابر بارهای ترافیکی و فشارهای داخلی است.
به گفته کارشناسان، تاسیسات انتقال آب دارای عمر مشخصی حدود 25 سال هستند که با گذشت این زمان باید تعویض شوند. طول عمر خطوط انتقال آب و شبکه توزیع آبرسانی ۲۵ سال است که بعد از گذشت این مدت باید تعویض شوند. در بسیاری از شهرهای ایران، لولهها عمری بالای ۴۰ سال دارند و دچار خوردگی شدهاند.
نوسازی در کشور انجام میشود اما نه به میزانی که این مشکل را برطرف کند. سخنگوی صنعت آب و فاضلاب کشور اعلام کرده که سالانه ۳۰۰ کیلومتر از خطوط آبرسانی در شبکه آب و فاضلاب کشور اصلاح و نوسازی میشود و طبیعی است که با توجه قدمت شبکه و فرسوده شدن سالانه آن، 300 کیلومتر نوسازی کافی به نظر نمیرسد.
البته باید در نظر داشت که نوسازی این شبکه فرسوده، به منابع مالی هنگفتی نیاز دارد و کمبود این منابع نیز یکی از عوامل عقبافتادگی در نوسازی شبکه است. برآورد طول کل شبکه آبرسانی کشور حدود 180 هزار کیلومتر مربع است. به گفته معاون بهرهبرداری شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، برای بازسازی هر کیلومتر از شبکه آب کشور ۳۰۰ میلیون تومان هزینه لازم است. به این ترتیب نوسازی فقط یک درصد از این شبکه 540 میلیارد تومان منابع مالی نیاز است.
به گفته علی سیدزاده، مدیرکل دفترمدیریت مصرف آب، خدمات مشترکان و کاهش هدررفت شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، برای کاهش هر یک درصد آب بدون درآمد کل کشور، اعتباری معادل ۲۲ هزار میلیارد تومان مورد نیاز است. همچنین داریوش مختاری، کارشناس مدیریت منابع آبی در این خصوص به ایسنا گفته است:
یکی از بزرگترین موانع برای نوسازی و تعمیرات شبکه آب تهران، کمبود بودجه است. کمبود منابع مالی باعث شده است تا طرحهای بازسازی و نوسازی شبکه آب بهکندی پیش برود و برخی پروژهها به دلیل عدمتامین بودجه لازم متوقف شوند. اگرچه نیاز است سالانه ۲۰درصد از شبکه بازسازی شود، اما این هدف به دلیل کمبود منابع محقق نشده است.

آمارهای شورای شهر تهران نشان میدهد که حدود 30 درصد از آب شرب تولیدی در تهران به دلیل فرسودگی شبکههای انتقال و توزیع، هدر میرود. این میزان هدررفت، معادل 130 میلیون مترمکعب در سال است که تقریباً دو برابر حجم آب دریاچه چیتگر برآورد میشود. در کلانشهری مانند تهران، وضعیت آنجا بحرانیتر میشود که بدانیم فرسودگی شبکه علاوه بر هدررفت آب، ریسک فرونشست زمین ناشی از نشت مداوم آب را تشدید میکند.
فرسودگی شبکه به تهران محدود نمیشود. برای مثال 31 درصد خطوط انتقال و شبکه توزیع آب در خراسان شمالی فرسوده شدهاند. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب کرمانشاه نیز سال گذشته حدود ۴۰ درصد شبکه توزیع آب کرمانشاه را فرسوده اعلام کرد. در مازندران نیز ۲۵ تا ۳۰ درصد آب در شبکه توزیع استان هدر میرود.
شاید در نگاه اول، تنها راه حل تعویض لولههای قدیمی به نظر برسد، اما یافتههای علمی نشان میدهد که دینامیک نشت آب بسیار پیچیدهتر از صرفاً «عمر لوله» است. بر اساس یک مقاله پژوهشی با عنوان «هدررفت آب از شبکههای آبرسانی شهری و عوامل موثر بر آن»، نشت آب تابع تعامل پیچیده فشار، جنس لوله، نوع خاک و دما است.
در این پژوهش علمی تاکید شده است که رابطه بین فشار آب و میزان نشت، یک رابطه خطی ساده نیست و ضریب توان نشت بسته به نوع شکستگی (ترک طولی یا محیطی) و جنس لوله (صلب یا انعطافپذیر) میتواند تغییر کند. این بدان معناست که در شبکههای فرسوده ایران، حتی یک افزایش کوچک در فشار شبکه میتواند باعث افزایش تصاعدی حجم آب از دست رفته شود. نقش خاک و دما در تشدید بحران
یکی دیگر از نکات مغفول در مدیریت شبکه آبرسانی ایران بر اساس این پژوهش، توجه به جنس خاک اطراف لولههاست. تحقیقات نشان میدهد که خاکهای درشتدانه (مانند شن و ماسه) به دلیل نفوذپذیری بالا، اجازه میدهند آب با سرعت زیادی از محل شکستگی خارج شود. در مقابل، خاکهای ریزدانه (مانند رس) میتوانند تا حدی جلوی نشت را بگیرند.
همچنین عامل دما نقش کلیدی دارد. در ماههای گرم سال (که اوج بحران آبی ایران است)، با افزایش دما، گرانروی (ویسکوزیته) آب کاهش مییابد و آب روانتر میشود؛ همین امر باعث میشود نرخ نشت از ترکهای ریز شبکه افزایش یابد. این مسئله در لولههای پلیاتیلن (HDPE) که رفتار ویسکوالاستیک دارند، تاثیر دوچندانی دارد.
با توجه به هزینههای سنگین تعویض کامل شبکه، کارشناسان بر این باورند که «مدیریت فشار» (Pressure Management) مقرونبهصرفهترین راهکار کوتاهمدت است. با نصب شیرهای فشارشکن و کنترل هوشمند فشار در ساعات کممصرف (شبها)، میتوان بدون نیاز به حفاریهای گسترده، حجم عظیمی از هدررفت فیزیکی را کاهش داد. در کنار آن، شناسایی انشعابات غیرمجاز و تعویض کنتورهای خراب برای کاهش هدررفت ظاهری، باید در اولویت شرکتهای آب و فاضلاب قرار گیرد.
علاوه بر این، پیشنهادهایی مانند نصب کنتورهای هوشمند، سنسورگذاری شبکه و تفکیک کنتور ساختمانهای پرمصرف برای ایجاد شفافیت در محاسبه و کاهش «هدررفت ظاهری» نیز از سوی کارشناسان مطرح شده است.
باید به یاد داشت که فناوری در این زمینه به کمک شرکتهای آب و فاضلاب آمده و در ایران نیز شرکتهایی با راهکارهای مناسب در این زمینه وجود دارند که میتوان از توان فنی آنها بهره برد.

هدررفت ۳۲ درصدی آب در ایران، زنگ خطری است که نشان میدهد پیش از سرمایهگذاری بر پروژههای گرانقیمت انتقال آب از دریا، باید سوراخهای بزرگ ظرف موجود را تعمیر کرد.
یکی از نقدهای جدی وارد شده به مدیریت آب در سالهای اخیر، عدم تخصیص بودجه کافی برای «نگهداشت» است.
منتقدان بر این باورند که تمرکز بر تأمین آب جدید (Supply Management) به جای مدیریت تقاضا و کاهش هدررفت (Demand Management) سیاستی اشتباه است و بدون ترمیم این «آبکش بزرگ»، تزریق هر مقدار آب جدید به شبکه، تنها هدررفت بیشتر سرمایه ملی را به دنبال خواهد داشت.
این در حالی است که نجات 16 درصد هدررفت فیزیکی از طریق اصلاح شبکه و مدیریت فشار، معادل ساخت چندین سد بزرگ است که منابع آن هماکنون در زیر پای ما هدر میرود.
پاسخ ها